بررسی دکترین استراتژیکی نظامی آمریکا

[ad_1]

سردار سرلشکر پاسدار محمد باقری
رئیس محترم ستاد کل نیروهای مسلح

سلام علیکم
با تقدیم احترام و تبریک عید سعید فطر‏،

بدین وسیله به پیوست گزارش عمومی سالانه «بررسی دکترین استراتژیکی نظامی آمریکا» برای تبیین «آیین متجاوز» به استحضار می‌رسد. نکات حائز اهمیت به ترتیب عبارت است از:

  1. دکترین نظامی و دکترین امنیت ملی دونالد ترامپ هنوز منتشر نشده است. رؤسای جمهور آمریکا اغلب در سال دوم دوره‌ی ریاست جمهوری خود‏، دکترین‌های دولت خود را منتشر می‌کنند. از این رو امسال نیز پایه‌ی بررسی دکترین استراتژیکی نظامی آمریکا، محورهای اقدام در دوره‌ی باراک اوباما‌ست.
  2. پیش‌آمدهای یک ماهه اخیر در ایجاد «ناتوی عربی» در بخش «دفاعی» و ایجاد «مرکز ماموریت ایران» در سیا در بخش «امنیتی»، پیامدهای دفاعیامنیتی گسترده‌ای دارد که باید رصد و چاره شوند. علنی شدن اتحاد شوم آمریکا، رژیم صهیونیستی و ارتجاع عرب به سرکردگی عربستان، عریان شدن تهدید (پنهان) جبهه صهیونیستی‏، لیبرالیستی و وهابی علیه انقلاب اسلامی است که البته امکان تبدیل «تهدید» آن به یک «فرصت استثنایی» دور از نظر نیست.
  3. ترازیابی قدرت ملی در نسبت با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی باید «چک» و «بالانس» شود، زیرا شاخص‌های این تراز در حال جابجایی است. تراز قدرت سایبری، قدرت هوایی، قدرت مالی در جنگ‌های ارزی، قدرت تکنولوژیک، قدرت علمی، و قدرت اجتماعی، در منازعات هیبریدی در شرایط فعلی منطقه غرب آسیا، باید بازتعریف شود.
  4. در سال امنیتی جاری (1396-1395) متاسفانه آسیب‌پذیری ملی در بخش‌های اقتصادی و اجتماعی بالا رفته و از سوی دشمنان نیز تهدید‌های خارجی افزایش بی‌سابقه‌ای یافته است. این دو عامل موجب شده تا زیست دفاعی- امنیتی به گونه‌ای جدی و بی‌سابقه گران شود. لذا متغیر کلیدی، مساله‌ی «گران‌زیست» دفاعی- امنیتی است. افزایش آسیب‌پذیری ملی، هزینه‌ی ایجاد امنیت پایدار را بالا برده است. از سوی دیگر، افزایش سطح و شدت تهدیدهای خارجی نیز هزینه‌های دفاعی- امنیتی را ارتقاء داده است.
  5. سوای از ارزیابی سالانه‌ی شاخص‌های آسیب و تهدید در تبیین گران‌زیست دفاعی- امنیتی، ارزیابی میانگین سه ساله ضریب امنیتی (حداقلی، حد وسطی و حداکثری جهانی) نرخ سرمایه امنیتی National Security Capital دوره‌ی  سه ساله اخیر جمهوری اسلامی، بالغ بر 42 تریلیون دلار برآورد می‌شود.
    چنانچه «امنیت پایدار و بازدارندگی مستمر» کنونی به خطر بیفتد، باز تولید امنیت در سطح شاخص‌های فعلی، تا 42 تریلیون دلار هزینه‌ی مادی و غیر مادی نیاز دارد.
    د
    ر شرایط کنونی، سه عامل اساسی موجب فرسایش و کاهش این سرمایه عظیم ملی 42 تریلیون دلاری می‌شود که مردم ایران برای ایجاد و حفظ آن هزینه‌های فراوانی داده‌اند:
    1. عامل نخست: نرخ «سرمایه‌ی امنیتی- دفاعی» ایران هیچ تناسبی با «بودجه امنیتی- دفاعی» کشور از یک سو، و «ساختارهای امنیتی- دفاعی» جمهوری اسلامی از سوی دیگر ندارد. لذا این ضروری است که برای حفظ سرمایه‌ی امنیتی ـ دفاعی موجود کشور، همزمان با روز‌آمدی ساختاری نیروهای مسلح، بودجه امنیتی- دفاعی کشور جهش در خور را بیابد. به ویژه این که وضعیت اسف بار معیشت نیروهای مسلح اعم از شاغل و بازنشسته، یک عامل اساسی در فرسایش نرخ سرمایه‌ی امنیتی کشور در آینده محسوب می‌شود.
    2. عامل دوم: پرسش اساسی که بدون پاسخ مانده است این که: «تا کی باید دفاع و امنیت به اقتصاد یارانه بدهد؟» این که امنیت به اقتصاد یارانه بدهد، اما اقتصاد از این فرصت امن در کشور بهره‌ی لازم را برای حل مشکلات مردم نبرد، یا این که «بازدارندگی دفاعی» به اقتصاد یارانه بدهد، اما اقتصاد نتواند به «بازدارندگی اقتصادی» دست یابد و حل مشکلات را در «وابستگی اقتصادی» به دشمنان حوزه‌ی امنیت و دفاع جست و جو کند، ظاهراً به یک معمای لاینحل تبدیل شده است. سرمایه عظیم امنیتی 42 تریلیون دلاری کشور، تا کی باید فرصت و امنیت را برای اقتصاد لیبرالیستی فرآهم آورد؟ فساد حاصل از اقتصاد لیبرالیستی، اکنون یکی از عوامل اساسی فرسایش سرمایه امنیتی و دفاعی کشور محسوب می‌شود. مقاوم‌سازی اقتصاد هم تراز مقاومت دفاعی، در قالب اقتصاد مقاومتی واقعی، باید پی‌گیری شود، به گونه‌ای که استقلال اقتصادی، خود را به تراز استقلال دفاعی ـ امنیتی برساند.
      ضمناً تولید، تجارت، بازار و توریسم، باید سهم و «سوبسید امنیتی» خود را بپردازند، نه این که وضعیت امنیت موجود را چک سفید امضاء تلقی کنند. عامل مخرب سرمایه‌ی امنیتی هر جامعه، این است که در پناه امنیت موجود، سیاسیون و اقتصادیون آن کشور، خود را اپوزیسیون نظام دفاعی- امنیتی تعریف کنند. از این رو، باید «کرامت دفاعی- امنیتی» مطالبه و تضمین شود تا تضمینی بر فعالیت‌های اقتصادی- اجتماعی باشد.
    3. عامل سوم: تکیه «تیلرسون» وزیر امور خارجه آمریکا بر عناصر داخلی در ایران، برای پیش‌برد سیاست مسالمت‌آمیز تغییر حکومت، حاکی از استمرار سرمایه‌گذاری دشمن بر عوامل و عناصر «نفوذی» در درون ساختارهای جمهوری اسلامی است. در حالی که تا کنون هیچ قدرت خارجی، مدعی بهره‌گیری از عناصر درونی ترکیه علیه حکومت آن کشور نشده، اما دولت ترکیه در ماه‌های اخیر با ده‌ها هزار نفر از عناصر نفوذی در درون نظام سیاسی، قضایی و …. آن کشور برخورد کرده است. اما با وجودی که بارها، سران آمریکا و رژیم صهیونیستی از «عناصری» در ایران به عنوان پیاده نظام خود نام برده‌اند، تاکنون هیچ برخوردی جدی با نفوذی‌های آمریکا و اسرائیل در درون جمهوری اسلامی صورت نگرفته است. این نقیصه، یک عامل اساسی تضعیف و فرسایش سرمایه کلان امنیت ملی ایران اسلامی محسوب می‌شود.
  6. نکاتی که در گزارش سالانه «بررسی دکترین استراتژیکی آمریکا» در تبیین آیین متجاوز آمده است، مربوط به حیطه «امنیت عارضی» است. اما در مقابل، «امنیت جوهری» که مبتنی بر ایمان توده‌های مردم شریف ایران اسلامی است، و در «شب‌های قدر»  غلظت این لایه‌های ایمان دیده و استشمام شد با سنجه‌های آیین «متجاوزی» هم‌چون شیطان بزرگ قابل ارزیابی نیست، چون اساساً ابلیس را به حیطه‌ی «مخلَصین» راهی نیست.

 

*******

در محضر حضرت الله، برای جناب‌عالی و همکارانتان ثبات قدم و تثبیت فؤاد طلب می‌کنم. ان‌شاءالله

مرکز بررسی‌های دکترینال
حسن عباسی

پیوست: PDF آئین متجاوز؛ دکترین استراتژیکی نظامی آمریکا

[ad_2]

لینک منبع

عملیات موشکی سپاه؛ اهداف و دستاوردها

[ad_1]

عملیات موشکی سپاه؛ اهداف و دستاوردها

ساعتی پیش عملیات موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌طور مستقیم علیه نیروهای تکفیری-صهیونیستی داعش در غرب سوریه و در فاصله‌ی ۶۵۰ کیلومتری از حدود مرزی غرب ایران و دقیقاً از مناطقی که تنی چند از عناصر مزدور عربستان عملیات تروریستی ۱۷ خرداد سال ۹۶ را در تهران رقم زدند، آغاز شد.

پیش از بررسی دستاوردها و تحلیل این حرکت تاکتیکی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ذکر نکته‌ای پیرامون این عملیات موشکی و سایر عملیات‌ها ‌از این جنس که البته همگی مایه مباهات و فخر هر ایرانی است، لازم به نظر می‌رسد.

همان‌گونه که عملیات‌های موشکی جمهوری اسلامی در هر قد و قواره‌ای به‌هنگام به‌دقت و رعدآسا دستاوردهای غرورانگیزی برای جبهه‌ی حق‌طلب در سراسر عرصه‌ی بین‌المللی به همراه خواهد داشت برای کسانی که در مراکز فکری و اندیشکده‌های آمریکایی و اروپایی حضور دارند و لحظه‌به‌لحظه به رصد مسائل منطقه مشغول‌اند نیز می‌تواند حامل دستاوردهایی باشد؛ شاید از مهم‌ترین مسائل قابل اشاره، رصد استراتژیک و ردیابی نقاط پرتاب موشک‌های مستقر در بخشی از مناطق غربی کشور باشد هرچند که نیروهای نظامی کشور به خوبی بر این موضوع واقف‌اند لکن در صورت عدم امکان ایجاد پوششی نظامی در قالب‌های تکنیکی مختلف برای نقاط مذکور این دستاوردهای اطلاعاتی می‌تواند در هرگونه تحرک و بدخواهی احتمالی دشمنان انقلاب و ایران در آینده مورد سوءاستفاده قرار گیرد از این منظر می‌توان یکی از نقش‌های عمده‌ی داعش و به‌طورکلی جنگ‌های نیابتی در منطقه را به نوعی آشکارسازی نقاط حساس نظامی و بخصوص موشکی کشور دانست با تمام این اوصاف حتماً نیروهای انقلابی و مجاهد نظامی کشور و سیستم امنیتی تدابیر لازم برای مواجهه با این موضوع را مدنظر قرار داده‌اند.

مع‌ذلک دستاورد این تاکتیک جدید ایران بیش از آنکه به هدف سرکوب داعشی‌ها در منطقه صورت گرفته باشد قطعاً و یقیناً هدفی بزرگ‌تر را نشانه رفته است و آن اجرای اصل هشدار استراتژیک در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران به برخی دول منطقه و بخصوص آل سعود و پایان بخشیدن به برخی تحرکات شتاب‌زده و ناشیانه‌ی جوانان افسار بریده‌ی حاضر در رأس قدرت این کشور می‌باشد. سیاستی که معمولاً به عنوان قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی در برهه‌های مختلف علی‌الخصوص طی چند وقت اخیر البته نه به این عمق و وسعت، صورت گرفته بود که شاید یکی از جدی‌ترین آن‌ها هشدار استراتژیک نظامی-امنیتی ایران به قصد اوباما در حمله به خاک سوریه در اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی، در منطقه خلیج فارس بود که البته با موفقیت نیز همراه شد.

از دیگر دستاوردهای قابل ستایش این اقدام هوشمندانه سپاه، انجام عملیات در بهترین زمان ممکن در به چالش کشیدن مصوبه تحریم‌های اخیر موشکی و دفاعی آمریکا موسوم به s722 بود که به نوعی وحدت ملی در تثبیت دستاوردهای موشکی کشور در داخل و حتی در بین اپوزیسیون خارج‌نشین را به دنبال خواهد داشت؛ ترجمان ساده‌ی موضوع مورد اشاره بی‌اثر کردن خاصیت روانی و حمایت‌های احتمالی از تحریم‌های سنای آمریکا حداقل در داخل مرزهای ایران خواهد بود.

استفاده از این موشک‌ها در صحنه‌ی عملیاتی خود یکی دیگر از دستاوردهای این اقدام سپاه محسوب می‌شود که نیروهای انقلابی به خوبی از موقعیت فراهم شده به منظور تست قابلیت‌های عملیاتی این مدل از موشک‌های میان‌برد (ذوالفقار) بهره جستند؛ اهمیت این موضوع زمانی بیش‌ازپیش آشکار می‌شود که به ماهیت نقطه زن بودن این موشک‌ها توجه شود.

نکته‌ی رسانه‌ای که از آن می‌توان به عنوان عملیات روانی نظام اسلامی علیه سایر دشمنانش در اقصی نقاط دنیا یاد کرد و اذهان را به یاد جنگ رسانه‌ای سید حسن نصرالله در جنگ تموز (۳۳ روزه) سال ۲۰۰۶ مبنی بر اعلان زنده‌ی رسانه‌ای ایشان در هدف گرفتن کشتی جنگی رژیم صهیونیستی در آب‌های مدیترانه و اصابت موشک حزب‌الله در طی کمتر از سی ثانیه به این کشتی، که موجب شگفتی مقامات ارشد نظامی این رژیم و دول حامی آن بخصوص آمریکا شد، می‌اندازد، انجام این عملیات در کمتر از دو ساعت از هشدار رهبری به داعش و حامیانش بود که با توجه به این نکته که تمامی مراحل و هماهنگی‌های پیچیده و سری این دست عملیات نظامی آن‌هم در خاک کشوری دیگر و غیر هم‌مرز کاری بس زمان‌بر و دشوار است خود نکته‌ای بسیار مهم و نشان از هماهنگی و آمادگی فوق‌العاده‌ی نیروهای تحت امر رهبری در مناسبات نظامی و عمق نفوذ ایران در غربی‌ترین نقاط غرب آسیا به منظور دفاع از کیان اسلام و ایران دارد.

در این میان شاید کشوری که بیش از سایرین عملیات مبهوت‌کننده‌ی نیروهای نظامی ایران را رصد کرده و خواهد کرد رژیم صهیونیستی باشد. یگان موشکی سپاه به عنوان قدرتمندترین نیروی موشکی تمام منطقه غرب آسیا از دیرباز در رادار توجه مسئولین و نظامیان این رژیم قرار داشت و اتفاقاً پیشرفت‌های او به شدت از سوی مقامات صهیونیست رصد می‌شد. شاید سخنان اوزی روسن-موسس و مدیر سازمان موشکی اسرائیل- در هشدار به مقامات آمریکایی و اسرائیلی مبنی بر پیشرفت چشمگیر ایران در این حوزه نمونه‌ی بارز این تحلیل‌ها و مراقبت‌ها باشد اما آنچه که امشب به عنوان شوکی بزرگ بر پیکره سست و بی‌اراده‌ی این رژیم وارد آمد عبور موشکی‌های میان برد سپاه از آسمان دو کشورِ حدفاصل با مناطق اشغالی و اتفاقاً هم‌مرز با این رژیم بود. وضعیتی که حداقل مقامات آمریکایی و اسرائیلی وقوع آن را در کوتاه‌مدت و به خصوص برای مقابله ایران با گروه تکفیری- صهیونیستی داعش پیش‌بینی نمی‌کردند عملاً توانایی بالای ایران در اصل غافلگیری نظامی را به اثبات رساند.

وضعیت حادث شده عملاً معادلات نظامی و ژئوپلیتیکی منطقه را به نفع ایران و به ضرر اسرائیل تثبیت و تعمیق خواهد کرد بخصوص آنکه ترامپ نیز برای دلگرمی دادن به آنان چند ساعت قبل از اقدام ایران وارد سرزمین‌های اشغالی شده بود و احتمالاً صدای غرش موشک‌های ایرانی گوش‌های رئیس تازه‌کار و بی‌تجربه‌ی دولت آمریکا را نیز نوازش کرده باشد هرچند که حضور یا عدم حضور ترامپ در منطقه برای ایران از اهمیت چندانی برخوردار نیست لکن ایران و آمریکا امروز به نوعی همسایه‌ی یکدیگر محسوب می‌شوند و هرگونه اشتباه تاکتیکی از سوی ایالات‌متحده وضعیت عملیاتی ۱۰۰ پایگاه نظامی این کشور در همسایگی ایران را به مخاطره خواهد انداخت؛ البته در مواردی حسن همجواری به واقع یک حسن محسوب نمی‌شود.

استفاده از موشک‌های میان برد در عملیات اخیر نیروهای نظامی جمهوری اسلامی که در بیش از سه دهه گذشته بی‌سابقه بوده علاوه بر انتقام گرفتن از عناصر تکفیری به تلافی انجام عملیات ۱۷ خرداد تهران حامیان او که چندی قبل قایق ایرانی ماهیگیر بوشهری را هدف گلوله قرار داده بودند را نیز نشانه رفته است لکن وضعیت منطقه‌ای عربستان به‌گونه‌ای نیست که توان ادامه دادن به تولید بحران را داشته باشد چراکه از سویی با مخاطرات جدی در داخل روبروست و فشار توده‌های مردم در اعلام نارضایتی از وضعیت حکومت‌داری و همین‌طور کسری بودجه ۹۰ میلیارد دلاری سال ۲۰۱۷ همچنین معضل بزرگ ولیعهدی پس از ملک سلمان بر گرده‌ی حاکمان این کشور سنگینی می‌کند و از سویی دیگر شکست در جبهه جنگ نیابتی با ایران در عراق و سوریه و عدم توفیق در به ثمر نشاندن عملیات‌های تروریستی در خاک ایران در ۹۹.۹ موارد و زمین‌گیر شدن در باتلاق ویتنامِ خاورمیانه (یمن) عملاً دست حاکمان این کشور را برای جاه‌طلبی‌های بیشتر به شدت در مضیقه گزارده ازاین‌رو عدم توانایی این کشور در رویارویی جدی با ایران در عرصه‌ی تقابل سخت از جوانب مختلف به شدت قابل ملاحظه است.

راکبِ ناشی گاهی خود و گاهی مرکبش را طعمه‌ی بلندپروازی می‌کند اما چه بد از روزی که مرکب و راکب هردو فدا شوند.

[ad_2]

لینک منبع

سراب سرمایه‌گذاری خارجی

[ad_1]

گزارش جدید کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (آنکتاد UNCTAD) نشان می‌دهد رقم واقعی سرمایه جذب شده به کشور در سال ۲۰۱۶ فقط ۳.۴ میلیارد دلار بوده است. در این گزارش روند سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) از سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۶ به تفکیک کشورها آورده شده است که نشان می‌دهد، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در کشور در دوره پسابرجام حتی کمتر از دوران اوج تحریم‌ها بوده است. شاخص FDI از سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۶ به ترتیب ۴.۳، ۴.۷، ۳.۰۵، ۲.۱، ۲.۰۵ و ۳.۴ میلیارد دلار بوده است. این در حالی است که دولت وعده ورود سالیانه ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی در صورت امضای برجام را داده بود. در آستانه انتخابات نیز با یک تنزل معنادار ولی با مانور رسانه‌ای گسترده از جذب حدود ۱۲ میلیارد دلار در سال ۹۵ خبر داده بود. حتی روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ ۶ خرداد ۹۶، بدون تفکیک معنایی عبارت «ورود/جذب» و «تصویب»، از ورود ۱۲ میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال ۲۰۱۶ به کشور خبر داده بود؛ این در حالی است که بنا به گفته سید حسین سلیمی رئیس انجمن سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی اتاق ایران، در سال ۹۵(تقریباً مقارن با ۲۰۱۶ میلادی) برای حدود ۱۱.۸ میلیارد دلار سرمایه مجوز صادر شده است و این رقم در حد تفاهم‌نامه بوده است که الزاماً به معنای ورود آن به کشور نیست.

پیش‌ازاین «انستیتو تحقیقات اوراسیا» به نقل از علی طیب نیا وزیر اقتصاد، از امضای تفاهم‌نامه برای جذب ۸.۱ میلیارد دلار در حوزه آب و انرژی در ۳۵ پروژه، ۱.۵۳ میلیارد دلار در حوزه خدمات و توریسم در ۱۷ پروژه، ۱.۵۳ میلیارد دلار در حوزه صنعت و معدن با ۴۸ پروژه، ۰.۵ میلیارد دلار کشاورزی با ۸ پروژه و ۰.۲۵ میلیارد دلار در حوزه حمل‌ونقل و ارتباطات در ۳ پروژه خبر داده بود که اینک با عدم تحقق مناسب ورود سرمایه خارجی، حدود ۷۰ درصد این پروژه‌ها آغاز نشده‌اند. این در حالی است که رقم نقدینگی فقط در سال ۹۵، تقریباً ۲۰۰ هزار میلیارد تومان رشد داشته است که در صورت مدیریت صحیح و هدایت مناسب این نقدینگی، تنها ۲۰% از این رقم برای اجرای تمام پروژه‌های فوق کافی بود.

 

آیا مرور زمان مشکل را حل می‌کند؟

مطالعه دقیق متن برجام و شرایط حقوقی-قراردادی حاکم بر آن و همچنین تنگناهای مالی رفع نشده، نشان می‌دهد که حتی گذشت زمان هم مشکل ورود سرمایه خارجی به کشور زیادی را آن‌طور که باید و شاید حل نمی‌کند. مطالعه بخش سؤالات متداولِ (FAQs) کمیته دارایی‌های خارجی آمریکا (اوفک) وابسته به وزارت خزانه‌داری امریکا نشان می‌دهد در شرایط بازگشت تحریم‌ها (اسنپ بک)، حتی به دلایل غیر برجامی، کلیه شرکت‌ها فقط ۱۸۰ روز فرصت دارند تا ایران را ترک کنند و تمام دارایی‌های خود را از کشور خارج کنند. این شرایط در بخش M4 و M5، صفحه ۴۲ و ۴۳ سؤالات متداول آمده است. اهمیت این بخش وقتی می‌شود که بدانیم بیشتر تحریم‌ها «تعلیق» و نه «لغو» شده‌اند؛ بنابراین کمتر شرکتی حاضر به همکاری با ایران و ورود سرمایه به داخل کشور خواهد شد. حتی شرکت‌هایی نظر توتال هم که پا پیش گذاشته‌اند با تطمیع ضمانت مالی از محل ارزهای بلوکه شده در فرانسه حاضر به همکاری شده‌اند.

حتی اگر شرکت‌ها حاضر به ورود سرمایه به ایران شوند، با مانع بزرگ بانکی مواجه خواهد شد. گزارش فوریه ۲۰۱۷ صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد در پسابرجام فقط برخی از بانک‌های متوسط و کوچک ارتباط خود را با بانک‌های ایرانی دوباره برقرار کرده‌اند و گره خوردن تحریم‌های هسته‌ای به تحریم‌های غیرهسته‌ای و ترس از تحریم‌های ثانویه و جریمه‌های سنگین آمریکا باعث شده همه بانک‌های بزرگ و بخشی از بانک‌ها متوسط و کوچک، همچنان بترسند و این قطعاً بر ورود سرمایه خارجی اثرگذار بوده است. موانع بانکی که نه‌تنها مانع ورود سرمایه خارجی به کشور است، حتی دسترسی ایران به منابع ارزی خود را نیز شدیداً محدود کرده است.

بنابراین می‌توان گفت علاوه بر اینکه باید از دولت‌مردان انتظار داشته باشیم تا صادقانه مسائل مهم کشور را با مردم در میان بگذارند، باید از ایشان خواست تا بپذیرند مسائل مهم حقوقی و مالی در برجام مغفول مانده است و در پی راهکاری برای جبران باشند.

[ad_2]

لینک منبع

تحلیل اپیدمیولوژی سند ۲۰۳۰ بر اساس مدل بیولوژیک

[ad_1]

با گسترش روزافزون فناوری اطلاعات و فضای مجازی امروزی کمتر کسی است که حداقل یک‌بار با ویروس‌های گوناگون در رایانه شخصی برخورد نکرده باشد ویروس‌ها اغلب توسط شرکت‌های وابسته به سازمان‌های جاسوسی و یا هکرها تولید و وارد شبکه‌های اطلاعاتی می‌شوند غالباً عمر محدود دارند و پس از نیل به هدف سازنده این ویروس‌ها توسط آنتی‌ویروس‌ها خنثی می‌شوند بیشترین ضرر آن‌ها در حوزه‌ی اقتصادی است نمونه‌ای از خسارت این نوع ویروس‌ها را می‌توان در بزرگ‌ترین حمله سایبری جهان به نام عملیات zero days در سال ۲۰۰۸ علیه تأسیسات هسته‌ای کشورمان یادآوری کرد. نوعی دیگر از ویروس‌ها در حوزه‌ی پزشکی و virology تحت عنوان ویروس‌های بیولوژیک شناخته می‌شوند که از امکانات سلول زنده به نفع خود و برای تکثیر بیشتر خودشان استفاده می‌کنند و سلول را به عنوان مستعمره خود درمی‌آورند. شیوه‌ای که این ویروس‌ها از میزبان استفاده می‌کنند و پاسخ سیستم ایمنی بده به تهدید آن‌ها بسیار حائز اهمیت است. نوع سوم از ویروس‌ها که خطرناک‌ترین و مخرب‌ترین ویروس‌ها هستند مکانیسم مشابه نسل دوم دارند اما مربوط به حوزه‌ی فکر و اندیشه هستند برخلاف دو نوع دیگر این ویروس‌ها باعث آثار زیان‌بار در تمام حوزه‌های اساسی به جامعه یا تمدن می‌شوند. هدف این مقاله آن است تا با تشریح ویروس‌های بیولوژیک به تجسم بهتری را از ویروس‌های نسل سوم به خواننده محترم بدهد.

 همانند چرخه‌ی زندگی انسان که مراحل رویانی جنینی و نوزادی و کودکی و خردسالی و نوجوانی و پیری و مرگ دارد ویروس‌ها نیز پس از آلوده کردن سلول میزبان چرخه زندگی دو مرحله‌ای دارند که شامل:

ویروس‌های بیولوژیک مانند HIV,HBS عامل هپاتیت (عامل ایدز) از یک مرکز اطلاعات حاوی اسید نوکلیک تشکیل شده‌اند که اعمالی را که ویروس باید انجام دهد کد می‌کنند این اطلاعات که در یک پوشش پروتئینی قرار دارد و کاملاً حفاظت می‌شود این ویروس‌ها سطح خود را مانند سلول‌های میزبان طراحی تا سیستم ایمنی آن‌ها را به عنوان بیگانه شناسایی نکند. ویروس مانند نفوذی در تمام بدن جاندار پخش و سلول‌های هدف خود را تشخیص داده اما به طور کامل واردان نمی‌شوند بلکه فقط اطلاعات خود را وارد سلول می‌کند. اسید نوکلیک یا اطلاعات مخفی ویروس در سلول وارد می‌شود. تا این مرحله یعنی آلوده سازی میزبان رفتارها یا همان پوشش ویروس کاملاً حفاظت شده است و ویروس در این مرحله هنوز آسیبی به میزبان وارد نمی‌کند. اما مرحله‌ی بعدی زندگی ویروس دو حالت دارد شامل: ۱-چرخه‌ی زندگی لیتیک ۲- چرخه‌ی زندگی لیزوژنیک

تعداد زیادی از ویروس‌ها پس از آلوده سازی میزبان فرصت را غنیمت شمرده و سریعاً از امکانات استفاده می‌کنند تا خودشان را تکثیر کنند. بنابراین بر اثر تکثیر بیش‌ازحد باعث متلاشی شدن سلول میزبان می‌شوند. سلول متلاشی شده سریعاً توسط سیستم ایمنی شناسایی و پاسخ‌های ضدویروس آغاز می‌شود (در ایمنولوژی پاسخ سیستم ایمنی از طریق واسطه‌هایی مانند سایتوکاین‌ها انجام می‌شود که خارج از بحث می‌باشد) بنابراین همان‌طور که دیدیم اگر سلول طمع کند و دست به تکثیر بزند سریعاً آ واکنش میزبان روبه‌رو می‌شود.

اما چرخه زندگی لیزوژنیک, تعداد کمی از ویروس‌ها اطلاعات خود را وارد اطلاعات DNA میزبان می‌کنند و برای سالیان متوالی در مرکز تصمیم‌گیری سلول یا DNA باقی مانده و به نسل‌های جدید سلول‌ها منتقل می‌شوند. این نوع از ویروس‌ها هیچ‌گاه با واکنشی از میزبان روبرو نمی‌شوند و به آرامی در طی نسل‌های متوالی سبب از بین رفتن عملکرد ژن‌های اصلی سلول می‌شوند. پس از چندین نسل که تقسیم سلولی اتفاق افتاد تعداد زیادی از سلول‌های بدن اکنون حاوی این نوع ویروس هستند بدون اینکه حتی میزبان بفهمد. ویروس HIV عامل ایدز این چنین عمل می‌کند. این ویروس‌ها خطرناک‌ترین ویروس‌ها هستند و نفوذ خاموش دارند تا اینکه یک فرصت مناسب و درست زمانی که سیستم ایمنی نتوانسته آن را بشناسد و زمانی که هزاران سلول درگیر شده‌اند ناگهان شروع به تکثیر خود می‌کند و در عرض چندین دقیقه هزاران سلول میزبان نابود می‌شود.

در بدن انسان در هر بافتی سلول‌های بنیادی مخصوص آن بافت وجود دارد مثل سلول‌های بنیادی خون‌ساز در مغز استخوان که مانند جمعیت زاینده در یک جامعه هستند و از تقسیم آن‌ها سلول‌های مختلف به وجود می‌آید. همچنین سلول‌های بنیادی که با تقسیم خود سلول‌های زایشی اسپرم و تخمک را به وجود می‌آورند. اگر ویروس سلول‌ها زایشی را آلوده کنده با سرعتی ۱۰ برابر می‌تواند تعداد بیشتری از سلول‌های میزبان را درگیر کند. درواقع با هر تقسیم سلولی سلول‌های آلوده با این ویروس نیز بیشتر می‌شوند و سلول آلوده اساس تشکیل یک رویان و جنین آلوده را نیز سبب می‌شود. با توجه به این مطالب حال به نوع سوم ویروس‌ها اشاره می‌کنم.

نوع سوم از ویروس‌ها ویروس‌های فکری و اعتقادی و هستند گاهی، گروهی مانند گروه تروریستی در حمله به مجلس در تهران وارد شده و سریعاً شروع به بروز خود می‌کنند پاسخ مردم و دستگاه‌های امنیتی شاید در کمتر از چند ساعت سبب سرکوب کامل آن‌ها شد. گاهی ممکن است ویروس‌های فکری و اعتقادی در قالب اساتید و دانشگاهیان بروز کند. این نوع از ویروس‌ها اطلاعات خود را وارد افکار بخشی از سلول‌های جامعه یا همان افراد می‌کنند و ممکن است سبب ایجاد نوعی نگرش در حد چندین سال در بخشی از بدنه‌ی جامعه شوند و در یک دوره‌ی مناسب خود را بروز دهند درست مانند ویروس‌های لیزوژنیک.

اما گاهی ویروس‌های نسل سوم طوری طراحی شده‌اند که نه تنها از طریق جریانات نفوذی وارد بخشی از سلول‌های جامعه می‌شود و می‌توانند تا دوره‌ی کوتاه‌مدت دوام داشته باشند بلکه هدف آن‌ها سلول‌های یا بخش زاینده و آینده‌ساز آینده یک کشور است. اکنون اگر به سند ۲۰۳۰ با این دید مجدد نگاه بیاندازید خواهید دید که ما در برابر یک حمله خطرناک فکری اعتقادی هستیم که نه تنها می‌خواهد برای سالیان متمادی برای خود بقا را رقم بزند بلکه از طریق آلوده سازی نسل آینده‌ساز ما در مدارس می‌خواهد حتی تا نسل‌های بعدی را هم تحت تأثیر قرار دهد. افکار لیبرالی در غالب طرحی برای مبدأ آموزشی یک کشور طراحی شده که بسیار آرام و بی‌صدا با پوشش بشردوستانه وارد کشورها می‌شود و تنها اطلاعات خود را وارد مرکز فکری و آن هم در مدارس و سیستم آموزشی وارد می‌کند بدون آنکه سبب تحریک بخش‌های نظارتی یا سیستم ایمنی جامعه شود و این گونه با سرعتی بسیار بالا سبب تغییر ذخیره فکری و ارزش‌های یک جامعه و کشور می‌شود. در بلند مدت سبب ایجاد جریان فکری دلخواه خود می‌شود بدون آنکه هزینه‌ای بپردازد از امکانات میزبان استفاده می‌کند و خود را تکثیر می‌کند. از دیگر ویژگی‌های ویروس نسل سوم این است که این قابلیت را دارد تا متناسب با شرایط محیط فرهنگی اجتماعی تنها پوشش خود را تغییر دهد و با پوشش طرح آموزشی اطلاعات لیبرالی خود را مانند DNA ویروسی مخفی نگه دارد به گونه‌ای که حتی در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر دستگاه‌های مسئول جز انگشت‌شمار کسی از وجود چنین نفوذ خطرناکی ایراد نمی‌گیرد تا آنجا که مقام معظم رهبری شخصاً وارد میدان می‌شود و در چندین سخنرانی اهداف شوم این نفوذ فکری را آشکار می‌کند، آری با چنین دشمن غداری نمی‌شود سازش کرد اگر امروز به نطفه‌ی لیبرالیسم در بدو ورود اعتراض نکنیم و آن را شفاف‌سازی نکنیم فردا با لشگری از افکار لیبرالی در جامعه روبرو خواهیم شد.

[ad_2]

لینک منبع

سند ۲۰۳۰ اشاعه‌دهنده طبیعت‌گرایی (ناتورالیسم) به‌مثابه دین واحد جهانی

[ad_1]

سند ۲۰۳۰ اشاعه‌دهنده طبیعت‌گرایی (ناتورالیسم) به‌مثابه دین واحد جهانی

باروخ (بندیکت) اسپینوزا فیلسوف خردگرای قرن ۱۷ اروپا می‌گوید:

«به دلایلی که دکارت ارائه کرده می‌دانیم که خدا وجود دارد و موجودی است کامل و نامتناهی؛ ولی اگر خدا نامتناهی است پس حد و مرز نمی‌تواند داشته باشد، چون اگر می‌داشت متناهی می‌شد. پس خدا همه‌چیز است؛ بنابراین مثلاً نمی‌توان تصور کرد که خدا یک موجود است و جهان موجودی دیگر، چرا که وجودی دیگر خدا رو محدود می‌کرد. بدین قرار خدا باید همچنین مصداقِ هرچه وجود دارد باشد…کل چیزها تنها چیزی است که بیرون از آن هیچ نیست و این یعنی خدا…پس خدا بیرون جهان نیست، ولی درون جهان هم نیست؛ بلکه خود جهان است. می‌شود گفت جهان فیزیکی جسم اوست.»

(سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ص ۹۳-۹۲)

اسپینوزا با این دیدگاه طبیعت را به مقام خدایی رساند و البته این دیدگاه بعدها به مبانی نهضت رمانتیک بدل شد.

این ایده حدود سیصد سال بعد توسط جولیان هاکسلی (Julian Huxley)، زیست‌شناس داروینیست بریتانیایی و اولین رییس سازمان یونسکو بازتولید شد و به عنوان مبانی نظری فعالیت‌های یونسکو در نظر گرفته شد.

در گزارش چهل‌صفحه‌ای یونسکو که در سال ۱۹۷۶ به مناسب سی‌سالگی یونسکو و با محوریت جولیان هاکسلی به پانزده زبان مختلف منتشر شد، تفکرات او به صورت مبسوط شرح داده شده است. هاکسلی که علاوه بر زیست‌شناسی به مطالعات فلسفی و مذهبی نیز مشغول بوده، هسته اصلی «دین بدون وحی» را بنیاد می‌نهد.

در صفحه ۱۲ این گزارش آمده است:

«از خیلی سال‌های پیش، هاکسلی هیچ اعتقادی به هیچ نوعی از منبع ماورا الطبیعی و متافیزیکی نداشته است. او در این فکر بوده که یک سیستم اخلاقیِ صرفاً علمی که قابلیت اشاعه به عنوان دین متحد جهانی برای نوع بشر باشد، ایجاد کند. با این نگاه «عشق به خدا»، جای خود را به «عشق به طبیعت» و «عشق به انسانیت» خواهد داد. دینی بدون اصول عقاید وحیانی، بدون خدا و بدون [تفکیکِ] بهشت یا زمین.»

او برای تشریح و تفسیر بیشتر عقاید خود در سال ۱۹۲۷، کتابی با عنوان «مذهب بدون وحی» که از لحاظ فلسفی بسیار قابل اهمیت است، تألیف می‌کند. مبانی فلسفی‌ای که بعدها به عنوان مبانی نظری اقدامات یونسکو در حوزه آموزش، علم و فرهنگ قرار گرفت. او بعدها در سال ۱۹۴۶ و قبل از تأسیس رسمی یونسکو نیز مقاله‌ای جنجالی با عنوان «تعصبات غیرمذهبی» منتشر کرد.

اما این تمام ماجرا نیست. بررسی سند دکترین امنیت نظامی آمریکا که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد نشان می‌دهد که سازمان ملل و همه آژانس‌های زیر مجموعه آن نظیر یونسکو، یونیسف و آژانس زنان که اتفاقاً در تدوین سند آموزش ۲۰۳۰ به طور مستقیم یا غیر مستقیم نقش داشته‌اند، جزئی از «ساختار ملی مرکز عملیات نظامی-غیرنظامی(Civil-Military)» آمریکا هستند. ایضاً سازمان صلیب سرخ جهانی و سازمان‌های غیردولتی(NGOs) نظیر حفاظت از کودکان، پزشکان جهانی و مراقبت.

بنابراین چشم‌اندازی که یونسکو از ۷۰ سال برای جهان متصور است «ناتورالیسم» و «دین واحد غیر وحیانی» برای جهان است که در پس مفاهیم عامه‌پسند و پرطمطراق گسترش فرهنگ و آموزش انسان‌ها برای عدالت، صلح و آزادی نهفته است؛ مفهوم صلح و عدالت نیز از بزرگ‌ترین تناقض‌ها و دروغ‌های تاریخ بعد از جنگ جهانی دوم است. طبق گزارشی که در ماه می سال ۲۰۱۷ در سایت گلوبال ریسرچ به قلم جیمز لوکاس منتشر شد، آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بیش از ۲۰ میلیون نفر از ۳۷ کشور جهان را [برای برقراری صلح!] کشته است.

طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول و سازمان ملل، بیش از نیمی از مجموع ثروت ۲۲۳ تریلیون دلاری جهان، در اختیار فقط ۲% جهان است و ۸۰% جمعیت جهان فقط ۶% از ثروت کل جهان را دارند؛ و عجیب‌تر اینکه ۳۰۰ نفر اول ثروتمند جهان معادل ۳ میلیارد نفر فقیر جهان ثروت دارند. سیصدنفری که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها، این روزها در اجلاس بیلدربرگ دور هم آمده‌اند. آماری که نشان دهنده شکاف عمیق اقتصادی است که بین معدود کشور اروپایی و آمریکای شمالی با سایر نقاط جهان است. مفهوم مد نظر یونسکو از آزادی نیز همان‌طور که صراحتاً در متن گزارش سی‌ساله یونسکو ذکر شده، Liberty و لاقیدی و نفی حدود است. مفهومی که شمه‌ای از آن در به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌های جنسی (نظیر هموسکچوال‌ها، بای‌سکچوال‌ها و ترنس‌سکچوال‌ها و…) در هدف شماره ۴ سند ۲۰۳۰ و در به رسمیت شناختن روابط جنسی قبل از ازدواج و آموزش‌های مبتنی بر آن، در سند مذکور، نشان داده شده است. مفهومی که حاصل از آن تولدهای خارج از ازدواج ۷۰-۶۰ درصدی در آمریکای جنوبی و ۴۰-۳۰ درصدی در اروپای غربی و ۴۱ درصدی در ایالات‌متحده، طبق گزارش World Family Map است.

نتیجه آنکه علاوه اینکه بخش‌های متعدد سند آموزش ۲۰۳۰ با اسناد بالادستی (نظیر قرآن، روایات، قانون اساسی و سند تحول آموزش‌وپرورش، نقشه جامع علمی کشور، نقشه مهندسی فرهنگی و…) در تناقض است، روح حاکم بر سند ۲۰۳۰ نیز با توجه به عقبه فلسفی مبانی تئوریک یونسکو که به دنبال بسط دین واحد غیر وحیانی و ناتورالیسم است، با اندیشه دینی و الهی قطعاً در تعارض است. ناتورالیسمی که در فیلم‌هایی نظیر آواتار، به بهترین شکل ممکن از طریق مدیا تصویرسازی می‌شود و در حوزه برنامه‌ریزی بلندمدت نیز در قالب اسناد بالادستی نظیر سند ۲۰۳۰ به کشورها دیکته می‌شود.

[ad_2]

لینک منبع

ضرورت اصلاح قانون انتخابات، نیاز به یک مجری بی‌طرف

[ad_1]

اولین اصل هر رقابتی بی‌طرف بودن برگزار کننده آن است. اگر انتخابات توسط نهادی مستقل از دولت مستقر به اجرا درآید، انتخاباتی خواهیم داشت که هم ابزار قدرت برای تخلف از یکی از نامزدها گرفته می‌شود و هم دشمن را از ترفند ایجاد ظن تقلب در جامعه خلع سلاح می‌کنیم.

[ad_2]

لینک منبع

عصر حاضر، عصر شکست لیبرالیسم است

[ad_1]

قرن بیستم خصوصاً دهه هشتاد و نود آن را می‌توان زمان همه‌گیر شدن تئوری جهانی‌شدن یا گلوبالیزیشن نامید به‌طوری‌که این شاخصه یکی از پارامترهای مهم نظام بین‌الملل قرن گذشته محسوب می‌شد و با توجه به ادامه فعالیت همان نظام بین‌الملل، جهانی‌شدن همچنان نیز پارامتر بدیهی در روابط بین‌الملل محسوب می‌شود. البته به صورت نظری می‌توان تولد تئوری جهانی‌شدن را به قرن پانزده میلادی نسبت داد اما آنچه امروز به نام جهانی‌شدن می‌شناسیم تا حدود بسیار زیادی محصول تفکرات مبتنی بر عبور از دو جنگ جهانی و جنگ سرد، شروع فعالیت‌های فضایی و به‌طورکلی وقایع قرن بیستم دانست. مهم‌ترین سازمان‌های بین‌الملل از جمله سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، پیمان آتلانتیک شمال، اوپک و … محصول همین دوره فکری هستند.

البته میان این پدیده و پدیده از خود بیگانگی یا الینیشن نیز مرز بسیار باریکی قرار دارد که در نگاهی واقع‌بینانه می‌توان این‌گونه ادعا کرد که هر کجا دولت‌ها نیاز به جهانی‌شدن را احساس کردند، برای همراه کردن مردم با این نیاز از مهره از خود بیگانگی علیه مردم با استفاده از عنصر تبلیغات بهره بردند. به عنوان نمونه در جریان حمله نظامی ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، عراقی‌های مخالف رژیم صدام حسین اخبار و تحلیل‌های جنگ را از شبکه فاکس‌نیوز دنبال می‌کردند و نگرش ایدئولوژیک مجریان این شبکه که تمام جنگ را در قابل نبرد میان خیر و شر می‌دیدند ظاهراً تأثیری بر بینندگان عراقی آن نداشت!

سیاست جهانی‌شدن به دلیل ارجحیت قائل شدن برای ارزش‌های بین‌المللی نسبت به ارزش‌های ملی، به طور ناخواسته به سوی سیاست‌گذاری مبتنی بر نخبه‌گرایی نیل کرد و به دلیل ساختار تئوری نخبه‌گرایی، عوام‌فریبی یا دماگوئیسم نیز به یکی از ابزار حیاتی ساختار کنونی قدرت در جهان تبدیل شد.

به طور منطقی نگرشی که در مقابل عوام‌فریبی قرار می‌گیرد، نظریه عوام‌گرایی یا پوپولیسم است که بر خلاف تفکر عامه، در تئوری دارای تفاوت زیادی نسبت به عوام‌فریبی نیز می‌باشد. عوام‌فریبی به بیان استدلال و مغالطه به منظور تحریک احساسات و هیجانات جمعی در جهت متقاعد کردم مردم به امری خلاف امور واقع اطلاق می‌شود، درحالی‌که عوام‌گرایی نگرشی است فلسفی در فلسفه سیاست که به طرفداری از علایق مردم عامه در برابر نخبگان پرداخته یا حداقل نمایش پرداختن را اجرا می‌کند. بر اساس آنچه ذکر شد عموماً در جهان غرب عوام‌فریبی یک ابزار حکومتی محسوب می‌شود و عوام‌گرایی ابزاری است برای اپوزیسیون در مقابل پوزیسیون‌های حاکم و دقیقاً به همین دلیل است که هواداران نهادگرایی بین‌المللی، مخالفان خود را پوپولیسم می‌نامند.

پارامترهای شکل‌دهنده نظم بین‌الملل قرن بیستم و وقایع جهانی دارای رابطه‌ای دیالکتیک بوده که این مسئله باعث تغییر و تضعیف در ساختار این پارامترها شده است، به طور مثال می‌توان به تغییر موازنه قدرت در اکثر مناطق جهان اشاره کرد که بر خلاف قرون گذشته با سرعت بسیار زیادی صورت می‌پذیرد. این استدلال به همان میزان که تأییدی ست بر تغییر نظم کنونی، تأییدی ست بر تأخیر واقع شدن نظم جایگزین و ازاین‌روی دوران گذار کنونی در نظام بین‌الملل تا حدودی طولانی‌مدت خواهد بود و دقیقاً در همین‌جاست که اهمیت و نقش پوپولیسم نمایان می‌شود.

پوپولیسم به واقع مهم‌ترین ابزار در دوران گذار نظام بین‌الملل محسوب می‌شود و تا زمانی که نظم جایگزین بین‌الملل ساختار خود را شکل دهد، شاهد وقوع گسترده مردم‌گرایی و به تبع آن تضعیف پارامترهای جهانی‌شدن و تئوری‌های مبتنی بر لیبرالیسم و بروز سیاست‌های مبتنی بر منافع ملی، عموماً در چهارچوب تئوری واقع‌گرایی و انشعابات آن خواهیم بود.

[ad_2]

لینک منبع

جنگی که ندیدیم و جنگی که می‌بینیم ولی باور نمی‌کنیم

[ad_1]

جنگی که ندیدیم و جنگی که می‌بینیم ولی باور نمی‌کنیم

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله هوایی جنگنده‌های رژیم بعث به پایگاه‌های هوایی ایران ابتدا کسی فکر آن را نمی‌کرد که این صدای غرش سوخوهای عراقی زنگ خطر آغاز جنگی تمام عیار علیه ایران باشد. اما این حملات با پاسخ دندان‌شکنی از سوی ایران مواجه شد و با فاصله کمی تمام مناطق مرزی به حالت نظامی درآمد همه‌ی مردم جنگ را با تمام وجود احساس کردند و یکدست در برابر آن ایستادگی کردند. اما جنگ تمام نشد این بار در غالب جنگ اقتصادی و نرم و در دوران سازندگی قانون هلمز برتون داماتو علیه اقتصاد در ایران تصویب شد و طبق آن هرگونه سرمایه‌گذاری بیش از ۴۰ میلیون دلار در سال برای توسعه بخش نفت و گاز در ایران و لیبی توسط هر شرکتی در دنیا ممنوع شد.

این تنش‌های اقتصادی بین اقتصاد ما و اقتصاد لیبرال غرب در ۱۳۷۰ در غالب تحریم‌ها و قطعنامه‌های مختلف همواره ادامه داشت. مردم در جنگ سخت و در تهدید تروریسم حس جنگ را دارند؛ اما در جنگ اقتصادی و خصوصاً جنگ ارزی در جامعه حس جنگ وجود ندارد و این بدترین فاجعه است که تهدید عادی‌سازی شود. از مهر ۹۰ قیمت دلار افزایش داشت و تا پاییز ۹۱ به بالاتر از ۳۵۰۰ تومان رسید و این سرآغاز یک جنگ تمام عیار ارزی بود که با بحران ارز شروع شد اما این بار کاملاً در سکوت و هیچ کجا حتی در دانشکده‌های اقتصاد ما که هنوز ۶ واحد نظریات آدام اسمیت که مبنای اقتصاد لیبرال است تدریس می‌شد حرفی از احتمال حمله ارزی و اینکه ما درگیر جنگ نابرابر شده‌ایم نبود.

در جنگ ارزی که جزو جنگ‌های نیمه سخت است به جای اعزام ادوات جنگی ارزش پول یک کشور را نابود می‌کنند. این نوع جنگ چنان مخرب است که در جنگ ارزی چین-آمریکا طبق گزارش نخست‌وزیر چین فقط در ۴۵ روز ارزش پول چین (دارنده سومین ذخایر طلای جهان) ۵۰ درصد سقوط و اقتصاد چین دچار نوسانات شدید شد. چند ماه بعد نخست‌وزیر چین در مصاحبه‌ای رسماً اعلام کرد که ازاین‌پس به دنبال تعدیل سیاست خارجی و رفتن به سوی سیاست تجارت داخلی و مصرف‌گرایی از تولیدات خودمان هستیم. درواقع چین با این تصمیم اقتصاد مقاومتی را اجرا کرد.

در سال ۹۲ درحالی‌که وزارت خارجه ما در حال مذاکرات بودند سندی تصویری از بنیاد کارنگی آمریکا با سخنرانی جیمز ریکاردز استراتژیست ارشد جنگ‌های ارزی پنتاگون درباره جنگ ارزی ایران در سال ۹۰ در رسانه‌ها منتشر شد که نکات بسیار قابل تأملی را برای همه‌ی ما دانشجویان و مسئولین داشت. به‌طور خلاصه بخش‌هایی از این سخنرانی را بررسی خواهیم کرد.

نتیجه این تحریم‌ها، انزوای فوری ایران از سیستم دلار و کمبود شدید دلار در ایران بود. ریال ایران در عرض فقط چند روز بیش از ۴۱ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داد. ازآنجاکه بسیاری از کالاها در ایران وارد می‌شود، قیمت این کالاها به ریال دو برابر شدند… .

در عرض چند روز، ایالات متحده که ایران را از سیستم بانکی جهان جدا کرده بود، ارزش برابری ارز ایران را نابود کرد، به اقتصاد ایران «ابر تورم» را تزریق کرد و باعث افزایش در نرخ بهره شد این موارد تصادفی نبودند؛ بنابراین، این رویه جنگ ارزی روش خوبی برای بی‌ثبات کردن یک حکومت است. به عنوان یک تحلیلگر کلان جهانی، اغلب از من پرسیده می‌شود که اگر جنگ با ایران شروع شود چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ من این است که جنگ آغاز شده است اما در این جنگ هنوز تیری شلیک نشده. به تعبیر کارشناسان، ایالات متحده و اسرائیل درگیر جنگ نامحدود یا جنگ نامتقارن با ایران هستند. این جنگ شامل خرابکاری، ترور، عملیات ویژه، عملیات روانی، حمله به زیرساخت‌های حیاتی، جنگ سایبری و همچنین شامل جدیدترین شیوه جنگ یعنی «جنگ مالی» است.

این تحریم‌ها، انزوای فوری ایران از سیستم دلار و کمبود شدید دلار در ایران بود. ریال ایران در عرض فقط چند روز بیش از ۴۱ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داد. ازآنجاکه بسیاری از کالاها در ایران وارد می‌شود، قیمت این کالاها به ریال دو برابر شدند. کالاهای اساسی یک‌شبه از دویست هزار ریال به چهارصد هزار ریال افزایش یافتند؛ و تاجرها مجبور شدند به ‌منظور به دست آوردن دلار موردنیاز برای واردکردن کالاها به بازار سیاه‌روی بیاورند. بانک‌های ایرانی با افزایش نرخ بهره به بیش از ۱۱ درصد به منظور حفظ ریال در بانک‌ها و جلوگیری از خارج شدن آن از سیستم بانکی ایران واکنش نشان دادند.

جیمز ریکاردز

همان‌طور که از مطالب فوق برمی‌آید ابزار ضربه زدن در جنگ اقتصادی متلاطم کردن اقتصاد کشور، ایجاد جنگ روانی و رواج بی‌اعتمادی در بین مردم است. اما پس از جنگ ارزی سال ۹۰ با روی کار آمدن دولت محترم یازدهم کلید حل مشکلات بی‌ثباتی در بازار ارز و اقتصاد همواره در گرو برقراری ارتباط با آمریکا برای رفع تحریم‌ها معرفی شد. پس از اجرای برجام درحالی‌که همه منتظر برداشته شدن تحریم و اقتصاد گل و بلبل بودند خبر از FATF و یوترن به میان آمد. یوترن یعنی هر نوع معامله‌ی نفتی ایران با ارزی غیر از دلار، باید در بازار جهانی یا در کشور مقصد، ابتدا به دلار برگردد، سپس معامله رسمیت پیدا کند. هر کس بخواهد با ایران معامله کند، چه کالا از ایران بخرد و چه کالا به ایران بفروشد، این معامله باید در یک دوربرگردان در نظام مالی آمریکا به دلار تبدیل شود؛ سپس اجازه مراوده با ایران را خواهد داشت یعنی رابطه سلطه دلار را بر اقتصاد پذیرفتیم. اگر تا دیروز ایران با قطع ارتباط مالی با جهان در جنگ ارزی مصون می‌ماند، امروز با وصل شدن نظام مالی ایران به نظام مالی جهان آسیب‌پذیری ایران بسیار بالا می‌رود.

در این رابطه رهبر انقلاب با بیان خاطره‌ی خود درباره ماهاتیر محمد نخست وزیر کشور مالزی سعی داشتند که این آسیب‌پذیری را تذکر دهند. در جنگ ارزی صورت گرفته به رهبری نهادهای استعماری غرب علیه کشورهای جنوب شرق آسیا، کشور مالزی یک شب تا صبح ورشکسته شد و اندونزی سقوط کرد.

اگر مسئولان و مردم اقتصاد مقاومتی را به معنای واقعی محقق و کشور را از جادوی مالی و پولی دشمن خلاص کنند و ارزش و آقای دلار را در زندگی اقتصادی بشکنند کشورهای دیگر را نیز نجات داده‌اند و برای آن‌ها الگو خواهند شد.

امام خامنه‌ای – ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ – دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رهبر انقلاب[۱]

خرمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، [بلکه‌] در یک میدانی که از جنگ نظامی سخت‌تر است. البتّه ویرانی‌های جنگ نظامی را ندارد؛ به‌عکس، آبادانی به دنبال دارد، امّا سختی‌اش بیشتر است.

امام خامنه‌ای – ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ – بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیه‌السلام[۲]

جیمز ریکاردز، رایزن تهدیدات و جنگ نامتقارن اقتصادی پنتاگون و سی‌آی‌ای CIA، سال ۲۰۱۴ در کتاب مرگ پول می‌نویسد:

ایالات‌متحده خواسته بود ایران را از سیستم پرداخت‌های دلاری بیرون کند … لیکن در شرایطی که باید مراقب آرزویتان باشید که عملی شود، یک سیستم پرداخت غیرِ دلارمبنا در آسیا در حال شکل‌گیری است.

از این سخنان ریکاردز می‌توان نگرانی غرب در شکل‌گیری سیستم مالی با اساس غیر از دلار را فهمید. چرا که اگر چنین سیستم غیر دلاری شکل بگیرد الگوی تمام کشورها خواهد شد و اقتصاد دلار محور غرب را برای همیشه به گوشه خواهد راند. اما ما با این سیستم بانک مرکزی که عقیده دارد می‌شود با دشمن از در دوستی وارد شد و دشمن می‌تواند تمام مشکلات ما را حل کند نمی‌توانیم در جنگ ارزی مقاومت کنیم. نقدینگی در جامعه به بالای هزار میلیارد رسیده است، تولید خوابیده و بیکاری بیداد می‌کند و مسئولین فقط سخنرانی درمانی می‌کنند؛ بنابراین همان‌طور که دیدیم دستور شکستن آقایی دلار از سوی رهبری صادر شده همان‌طور که امام خمینی در سال ۵۹ فرمودند حصر آبادان باید شکسته شود امروز نیز حصر و یوق دلار باید به همت ما از گردن اقتصاد برداشته شود تا به سوی اقتصاد مقاومتی و سالم پیش برویم.


پی‌نوشت:

[۱] http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=34389

[۲] http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=33172

 

جهت آشنایی بیشتر با پدیده جنگ ارزی می‌توانید به پرونده ویژه سایت کدآمایی با این موضوع مراجعه کنید.

[ad_2]

لینک منبع