گزارشی از روند سنجه‌سازی تمدنی در غرب به رهبری آمریکا

[ad_1]

گزارشی از روند سنجه‌سازی تمدنی در غرب به رهبری آمریکا

سنجه‌سازی یکی از مولفه‌های تمدن‌سازی

داشتن سنجه‌های اندازه‌گیری از مولفه‌های هر تمدن می‌باشد از این‌رو در طول تاریخ تمدن‌های مختلف برای به رخ کشیدن قدرت و سلطه خود سنجه‌های تمدنی مربوط به خود را استاندارد‌سازی کرده و بر دیگر کشور‌ها تحمیل می‌کردند. با توجه به همین مسئله مشاهده می‌شود که پس از انقلاب فرانسه از اولین کار‌های صورت گرفته همین تعیین سنجه‌های اندازه‌گیری بوده است و از آنجا که آمریکا از همان زمان نیز خود را به عنوان تمدن برتر می‌دانسته است هیچ‌گاه زیر بار استفاده از استاندارد‌های فرانسوی نرفته است و تا امروز که تمام دنیا از استاندارد‌های فرانسوی برای اندازه‌گیری استفاده می‌کنند، آمریکا همچنان تنها کشوری است که سنجه‌های اندازه‌گیری مستقلی برای خود دارد. امروزه قوانین و پروتکل‌های گوناگون توسط کشور‌های ابرقدرت و بالأخص آمریکا تهیه می‌شوند و برای اینکه وجاهت بین‌المللی و قابلیت اجرا شدن در تمام کشور‌های دنیا را داشته باشند، سازمان‌هایی مانند سازمان ملل، آژانس انرژی اتمی[۱]، یونسکو[۲]، سازمان جهانی غذا و کشاورزی[۳] به وجود آمده‌اند که تنها وظیفه آنها زدن مهر تائید بر این استاندارد‌ها بوده است و در حالی که عموماً خود این نهاد‌ها تهیه‌کننده این استاندارد‌ها نبوده‌اند. در حوزه استاندارد نیز همین اتفاق روی داده است و استاندارد‌های مختلف همانند گذشته توسط تمدن آمریکایی گذاشته می‌شوند و سازمان‌هایی نظیر ISO مسئول این هستند تا این استاندارد‌های آمریکایی را جهانی‌سازی کنند. با توجه به اینکه یکی از زمینه‌های اصلی که امروزه استاندارد‌سازی در آن صورت می‌گیرد ارتباطات و IT می‌باشد در این گزارش سعی شده است تا به بررسی استاندارد‌های وضع شده در این حوزه و شناخت بیشتر سازمان‌هایی که استاندارد‌های این حوزه را وضع می‌کنند پرداخته شود.

وجود یک سیستم یکپارچه برای اندازه‌گیری دغدغه‌ای بوده است که ذهن بشر را در طول تاریخ درگیر خود کرده است. اولین تلاش‌های غرب برای داشتن یک سیستم اندازه‌گیری جامع فیزیکی در سال ۱۵۸۵ توسط ریاضی‌دان فلاندری Simon Stevin صورت گرفت و نتیجه آن یک سیستم ساده اندازه‌گیری ده‌دهی بود. ۸۳ سال پس از آن یعنی در سال ۱۶۶۸ John Wilkins اولین دبیر انجمن سلطنتی در انگلستان مدلی برای سیستم ده‌دهی ارائه داد که در آن طول، مساحت، حجم و جرم به یکدیگر مرتبط می‌شدند. در سال ۱۷۸۹ با وقوع انقلاب فرانسه سیستم اندازه‌گیری واحدی در این کشور به تصویب رسید و این سیستم به عنوان واحد‌های اندازه‌گیری استاندارد در تمام کشور‌های اروپایی تصویب شد. در اولین دوره کنگره آمریکا در همان سال و قبل از اینکه سیستم متریک در فرانسه به تصویب برسد بحث بر سر داشتن استاندارد‌های اندازه‌گیری مستقل برای آمریکا مطرح بود. در سال ۱۷۹۰ جورج واشنگتن رئیس‌جمهور وقت آمریکا  از کنگره درخواست می‌کند تا ایجاد یک سیستم استاندارد اندازه‌گیری مستقل برای آمریکا را در دستور کار خود قرار دهد. مجلس نمایندگان هم در همان سال مسئولیت ایجاد این استاندارد را بر عهده توماس جفرسون قرارداد که در آن زمان دارای سمت Secretary of State در آمریکا بود. توماس جفرسون در نیمه سال ۱۷۹۰ دو سیستم اندازه‌گیری پیشنهاد می دهد، یکی سیستم اندازه‌گیری موجود انگلیسی که کمی تصحیح و ساده‌سازی روی آن صورت گرفته بود و دیگری سیستم اندازه‌گیری ده‌دهی که این سیستم اندازه‌گیری به عنوان اولین سیستم اندازه‌گیری ده‌دهی علمی شناخته می‌شود. این تلاش‌های توماس جفرسون برای یکپارچه‌سازی سیستم اندازه‌گیری در جهان هم زمان با تلاش‌های فرانسه برای همین امر بوده است. بعد از وقوع انقلاب فرانسه استاندارد اندازه‌گیری فرانسوی به عنوان واحد استاندارد اندازه‌گیری در تمام کشور‌های دنیا به غیر از آمریکا به عنوان استاندارد اندازه‌گیری مورد استفاده قرار می‌گیرد.     

این روند تا به امروز نیز ادامه داشته است و امروزه نیز استاندارد‌های متنوعی در زمینه‌های مختلف از فن‌آوری‌های گوناگون تا کشاورزی و صنایع غذایی وجود دارد که توسط سازمان‌هایی بزرگ و جهانی گذاشته‌شده و بر آنها نظارت صورت می‌گیرد.

یکی از این نهاد‌ها [۴]ISO است که در حقیقت بزرگترین نهادی است که در حوزه استاندارد کار می‌کند. ISO با نزدیک به بیست هزار استانداردی که برقرار کرده است تمام زمینه‌های گوناگون از فن‌آوری‌ها و محصولات تولیدی تا ایمنی و سلامت مواد غذایی، کشاورزی تا مراقبت‌های پزشکی و سلامت را در زیر چتر خود دارد. در حقیقت ISO یک سازمان ملل در حوزه استاندارد گذاری است!

روند شکل‌گیری سازمان‌های استاندارد‌سازی در حوزه IT

سازمان استاندارد که امروزه با نام ISO شناخته می‌شود از سال ۱۹۲۶ با نام [۵]ISA شروع به کار کرده است. پس از جنگ جهانی دوم ISA با کمیته هماهنگی استاندارد‌های سازمان ملل (UNSCC)[۶] که به تازگی بعد از جنگ جهانی شکل گرفته بود نزدیک شد و ماحصل نزدیکی این دو سازمان در لندن تشکیل سازمان ISO در سال ۱۹۴۶ بود. این سازمان سه سال بعد یعنی در سال ۱۹۴۹ به ژنو انتقال پیدا کرد. استاندارد ISO هم‌اکنون بزرگترین نهاد استاندارد گذاری جهان می‌باشد که در زمینه‌های گوناگون استاندارد‌های مربوط به خود را دارد. در زمینه IT استاندارد ISO در سال ۱۹۸۷ تحت پیمانی با نام [۷]JTC1 با استاندارد [۸]IEC شروع به همکاری می‌کنند. قدمت استاندارد IEC بسیار بیشتر از استاندارد ISO است و تأسیس آن به سال ۱۹۰۶ در لندن برمی‌گردد. IEC نیز در سال ۱۹۴۸ به ژنو انتقال پیدا می‌کند. IEC طی نشستی میان انجمن مهندسان برق انگلستان و آمریکا که در سال ۱۹۰۶ برقرار شده بود بوجود آمده است. استاندارد‌های IEC حوزه‌های تولید و توزیع انرژی، الکترونیک، مغناطیس و الکترومغناطیس، الکتروآکوستیک، محصولات چند‌رسانه‌ای، مخابرات و فناوری‌های الکتریکی در حوزه بهداشت و درمان را درمی‌گیرد. در کنار این موارد IEC مقررات عمومی مرتبط با موارد مذکور مانند ترمینولوژی و سمبل گذاری، اندازه‌گیری و کارایی، اعتماد‌پذیری، طراحی و توسعه و مواردی از این دست را نیز پایه‌ریزی و وضع می‌کند.

در کنار این دو نهاد استاندارد گذاری، یک نهاد استاندارد گذاری دیگر با نام [۹]ITU وجود دارد که از دیگر ابر نهاد‌های استاندارد گذاری در زمینه مخابرات و رسانه می‌باشد. ITU یکی از آژانس‌های ویژه سازمان ملل است که در سال ۱۸۶۵ در پاریس شکل‌گرفته است. حوزه کاری ITU و درواقع حوزه‌هایی که در آنها استاندارد گذاری می‌کند بسیار وسیع بوده و از مشخص نمودن طیف‌های رادیویی و مدارات گردش ماهواره‌ها به دور کره زمین برای کشور‌های مختلف تا استاندارد‌های پخش شبکه‌های تلویزیونی مختلف را در برمی‌گیرد. ITU در دیگر زمینه‌‌های مخابراتی از قبیل پهنای باند اینترنت، آخرین فناوری‌های بی‌سیم، ناوبری هوایی و دریایی، هوا شناسایی ماهواره‌ای و دسترسی‌های اینترنتی به دیتا، صوت و تصویر و به‌طور کلی آنچه در زمینه مخابرات به کار می‌رود، فعالیت دارد و این حوزه‌ها را در زیر چتر خود دارد. این سه ابر نهاد استاندارد گذاری به صورت تنگاتنگ و تحت قراردادی با نام [۱۰]WSC با یکدیگر همکاری دارند. 

دفتر مرکزی IEC در ژنو

سازمان ISO زیر چتر وزارت دفاع

برای افرادی که در حوزه شبکه و IT کار می‌کنند بالأخص برای افرادی که در زمینه امنیت اطلاعات در شبکه و IT فعالیت دارند، نام استاندارد ISOIEC 27001 نام بسیار آشنایی است. ISOIEC 27001 استاندارد امنیت در حوزه IT است که یک استاندارد جهانی در خصوص پیاده‌سازی روش‌های ایجاد امنیت در یک شبکه می‌باشد. این استاندارد تنها در حوزه عناصر دیجیتال نمی‌باشد بلکه از چینش حراست و دوربین‌های یک سازمان تا استاندارد رمز عبوری که کارمندان سازمان باید بر روی کامپیوتر‌های خود بگذارد را در برمی‌گیرد. درواقع این استاندارد کل ساختار سازمانی را در برمی‌گیرد.

همان‌گونه که در بالا ذکر شد ISO و IEC در سال ۱۹۸۷ تحت قرارداد JTC1 شروع به همکاری با یکدیگر کرده‌اند. دفتر نظارت و اجرایی[۱۱] JTC1 سازمان استاندارد گذاری ANSI آمریکا است. این سازمان از نهاد‌های اصلی استاندارد گذاری در آمریکا می‌باشد که یک سازمان دولتی به‌حساب می‌آید و در سال ۱۹۱۸ تأسیس‌شده است. این سازمان دولتی با آژانس‌های دولتی آمریکا همکاری نزدیکی دارد و در فهرست هیئت مؤسس آن نام وزارت دفاع آمریکا نیز آمده است بر این اساس ANSI با وزارت دفاع آمریکا رابطه نزدیکی داشته و با آن همکاری دارد.

 JTC1 در حوزه‌های گوناگون دارای کمیته‌های مختلف می‌باشد که به آنها در اصطلاح «sub committee» گفته می‌شود که با نام اختصاری SC از آنها نام می‌برند. SC27 در حوزه امنیت اطلاعات و IT فعالیت دارد که سری ۲۷۰۰ نیز در همین دسته است و درواقع استاندارد ISOIEC 27001 در این بخش تهیه می‌شود. دفتر نظارت و اجرایی این بخش سازمان DIN در آلمان می‌باشد که سازمان استاندارد گذاری آلمان به‌حساب می‌آید.

با توجه به مطالب ذکرشده مشاهده می‌شود که استاندارد ISOIEC 27001 که یک استاندارد جهانی به‌حساب می‌آید و در تمام دنیا از جمله کشور ایران به عنوان یکی از دو استاندارد‌ اصلی در حوزه امنیت اطلاعات و IT به‌حساب می‌آید با یک واسطه زیر نظر وزارت دفاع آمریکا کار می‌کند. این استاندارد در زیرساخت‌های اصلی اطلاعات پیاده‌سازی و اجرا می‌شود و در سازمان ملی استاندارد ایران با شماره استاندارد INSO-ISO-IEC 27001 ثبت شده است و یکی از استاندارد‌های ملی ایران به‌حساب می‌آید!!!

 

یکی دیگر از استاندارد‌های اصلی در حوزه امنیت اطلاعات و IT استاندارد [۱۲]NIST است. تاریخ تأسیس این سازمان در سال ۱۹۰۱ میلادی است. قبل از این تاریخ این سازمان با نام «دفتر استاندارد گذاری وزن و اندازه‌گیری[۱۳]» شناخته می‌شده است. در آن زمان این سازمان زیر نظر وزارت دارایی آمریکا مشغول به فعالیت بوده است. سپس در بین سال‌های ۱۹۰۱ تا ۱۹۸۸ به «دفتر ملی استاندارد[۱۴]» تغییر نام می‌دهد و بعد از آن هم با وسیع‌تر شدن حوزه کاری آن نام NIST بر آن نهاده می‌ِشود. همان‌گونه که در ابتدای متن اشاره شد جورج واشنگتن – رئیس‌جمهور آمریکا – در سال ۱۷۹۰ طی یک دستور اعلام‌ می‌دارد که آمریکا باید در حوزه وزن و اندازه‌گیری استاندارد‌های مختص به خود را داشته باشد و طی همان دستور فرمان می‌دهد که گروهی برای ایجاد این استاندارد‌ها تشکیل شود. این دستور را می‌توان اولین قدم برای تشکیل سازمان NIST دانست. در حقیقت NIST نتیجه همان گروهی است که در آن زمان برای تعیین استاندارد‌های جدید در حوزه اندازه‌گیری و وزن تشکیل شد.

این سازمان یک آژانس غیر نظارتی[۱۵] است که زیر نظر وزارت بازرگانی[۱۶] آمریکا فعالیت دارد. این سازمان به‌طور مستقیم با دولت و آژانس‌های دولتی آمریکا در ارتباط است و استاندارد کارت‌‌های شناسایی کارکنان سازمان‌های دولتی و فدرال آمریکا را تنظیم می‌کند تا افراد غیر دولتی دسترسی به ساختمان‌ها و سیستم‌های دولتی آمریکا را نداشته باشند.

جهانی‌سازی یعنی آمریکایی‌سازی

در این گزارش سعی بر آن شد تا به بررسی سنجه‌های تمدن‌سازی پرداخته شود و نگاهی اجمالی به روند سنجه‌سازی در غرب صورت گرفت. تمدن غرب و بالأخص آمریکا با استفاده از تبیین نظام‌های اندازه‌گیری در حوزه‌های مختلف توانسته است که تمدن‌سازی کند. از جمله این سنجه‌ها می‌توان به نظام آموزشی غربی (دبستان، دبیرستان، دانشگاه، لیسانس، فوق‌لیسانس، دکتری)، نظام درجه‌بندی نظامی غربی (سروان، سرگرد، سرهنگ، سرتیپ، سرلشکر…) و سیستم اندازه‌گیری غربی (متر، سانتی‌متر و … در سیستم متریک فرانسوی و اینچ، یارد و … در سیستم آمریکایی)، نظام مالی غربی (پول و کارنسی) و سایر سنجه‌ها در دیگر حوزه‌ها پرداخت. یک تمدن با استفاده از تعریف یک چنین سنجه‌ها و استاندارد‌هایی می‌تواند تمدن‌سازی کند و درواقع تمدن‌سازی در یک کلام یعنی ایجاد سنجه‌ها و استاندارد‌های مستقل. هم‌اکنون تمدن آمریکا به دنبال جهانی‌سازی تمدن خود است و می‌توان گفت که جهانی‌سازی یعنی آمریکایی سازی[۱۷].  

سازمان‌هایی نظیر ISO و NIST که استاندارد‌های جهانی را برای کشور‌های مختلف جهان وضع می‌کنند نه‌تنها نهاد‌هایی جهانی نیستند بلکه خود نیز قوانین و استاندارد‌ها را وضع نمی‌کنند بلکه تنها نقش این سازمان‌ها این است که سنجه‌های تمدن‌سازی‌ای که به دست آمریکا وضع شده است را تائید کنند و با مهر تأییدی که پای این استاندارد‌ها می‌زنند این استاندارد‌ها را جهانی کنند. درواقع آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم با تأسیس چنین سازمان‌هایی در حوزه‌های مختلف هژمونی خود بر جهان را گسترش دهد. نکته قابل تأملی که می‌توان به آن اشاره کرد این است که این نهاد‌ها بعد از جنگ جهانی دوم اکثراً یا در شهر ژنو تأسیس‌شده‌اند یا دفتر مرکزی آنها در این شهر بوده است یا اینکه پس از مدتی به این شهر انتقال داده شده‌اند و درواقع ژنو را به پایگاه امن برای تأمین تائید‌های موردنیاز تمدن غرب به رهبری آمریکا کرده‌اند. به زبان ساده‌تر می‌توان این طور بیان کرد که آمریکا برای رسیدن به همان هدفی که همیشه به دنبال آن بوده است یعنی بوجود آوردن یک سیستم یکپارچه برای مدیریت جهان و جهانی‌سازی خود در تمام زمینه‌ها استاندارد‌های گوناگون خود را در حوزه‌های مختلف وضع می‌کند و با استفاده از سازمان‌هایی که باز هم خود آنها را بوجود آورده است و مدیریت می‌کند بر پای این استانداردها حکم تائید خود را می‌زند و از آنجا که به تمام جهان این القا صورت گرفته است که این سازمان‌ها نهاد‌هایی بی‌طرف و جهانی هستند و در شهر‌هایی مانند ژنو به عنوان مناطق بی‌طرف جهانی مستقر هستند و تمام استاندارد‌های آنها را بدون هیچ چون و چرایی می‌پذیرند و مو‌به‌مو به آنها عمل می‌کنند. متأسفانه هنوز در ایران این استاندارد‌ها حاکم هستند و رهایی از استعمار آمریکا منوط به وضع استاندارد‌های جدید و متفاوت بر پایه تمدن نوین اسلامی می‌باشد.

استاندارد‌های ISO در زمینه IT با شماره استاندارد‌های INSO-ISO-IEC-27001 و INSO-ISO-IEC-27002 و ISIRI-ISOIEC 27005 در سازمان ملی استاندارد ایران ثبت شده‌اند. همان طور که در بالا گفته شد این موارد استاندارد‌های امنیتی چینش سازمانی و استاندارد‌های مربوط به امنیت زیرساخت IT می‌باشند. با پذیرفتن این استاندارد‌ها به عنوان استاندارد‌های ملی، شما پذیرفته‌اید که کشور شما در زمینه تأمین امنیت زیر‌ساخت‌های حیاتی IT خود قوانین و پروتکل‌هایی که دشمن تصویب کرده است را پیاده‌سازی خواهد کرد و بالاتر از آن پذیرفته‌اید که چینش سازمانی بسیاری از سازمان‌های حیاتی کشور نیز بر اساس این قوانین و پروتکل‌های دشمن باشد. به این ترتیب شما نه‌تنها امنیت را برقرار نکرده‌اید بلکه با پذیرش قوانین دشمن به‌طور مشخص در زمین او بازی کرده و هیچ ابزاری برای حفظ امنیت خود نخواهید داشت چرا که شما به کل با قوانینی که دشمن قرار داده است در حال بازی کردن هستید پس چیزی ندارید که بر او پوشیده باشد و او می‌داند شما از چینش حراست و دوربین‌های مداربسته ساختمانتان و نوع پسورد‌هایی که بر روی رایانه‌ها و سرور‌های خود می‌گذارید تا پیکر‌بندی خود سرور‌ها و نوع تأمین امنیتی که برای امنیت اطلاعات آنها لحاظ می‌کنید از چه قوانینی پیروی می‌کنند و به راحتی راه نفوذ به هر بخشی را که نیاز داشته باشد می‌تواند بدست بیاورد. این مانند این است که شما اطلاعات مهم خود را در قویترین گاو‌صندوق‌های موجود با پیشرفته‌ترین سیستم‌های ضد سرقت بگذارید اما یک نسخه از کلید درب آن را به سارقی بدهید که می‌خواهد آن را سرقت کند حال شما هرچه هم سیستم را پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر بکنید تفاوتی به حال او نخواهد داشت.

نکته جالب و قابل تأمل دیگر اینجاست که آمریکا خود این استاندارد‌ها را برای کشور خود بدین شکل موجود پیاده‌سازی نمی‌کند بلکه با توجه به نوع حساسیت هر سازمان، ویرایشی خاص از این استاندارد‌ها را در اختیار آن سازمان قرار می‌دهد. به عنوان مثال بسیاری از استاندارد‌های امنیتی در حوزه IT برای سازمان‌ها و آژانس‌های دولتی و مخصوصاً نظامی آمریکا توسط NSA- آژانس امنیت ملی – آمریکا گذاشته می‌شود و آژانس‌هایی نظیر [۱۸]DISA که از آژانس‌های وزارت دفاع آمریکا می‌باشد بر رعایت آنها نظارت می‌کنند.

با توجه به اینکه قرآن کریم فرموده است تبعیت نکردن از کفار جهاد کبیر است، ما به عنوان یک امت مسلمان نباید با پذیرش قوانین دشمن در حوزه‌های مختلف زمینه را برای سلطه او بر خودمان فراهم کنیم. اگر ایجاد الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت در چشم‌انداز میان‌مدت و ایجاد تمدن نوین اسلامی در چشم‌انداز بلندمدت از اهداف اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران است، باید بتوانیم سنجه‌های بومی این نظام و استاندارد‌های موردنیاز در زمینه‌های گوناگون را برای آن تبیین کرده و در گام اول کشور ایران و در گام‌های بعدی کشور‌های جهان را از زیر نظام سلطه استکبار رها کنیم.    

[۱] IAEA

[۲] UNESCO

[۳] FAO

[۴] International Organization for Standardization

[۵] International Federation of the National Standardizing Associations

[۶] United Nations Standards Coordinating Committee

[۷]  joint technical committee

[۸] International Electrotechnical Commission

[۹] International Telecommunication Union

[۱۰] World Standards Cooperation

[۱۱] secretariat

[۱۲] National Institute of Standards and Technology

[۱۳] office of standard weights and measures

[۱۴] National Bureau of Standard

[۱۵] Non-regulatory

[۱۶] Department of Commerce

[۱۷] Globalization as Americanization

[۱۸] Defense Information System Agency

[۱] IAEA

[۲] UNESCO

[۳] FAO

[۴] International Organization for Standardization

[۵] International Federation of the National Standardizing Associations

[۶] United Nations Standards Coordinating Committee

[۷]  joint technical committee

[۸] International Electrotechnical Commission

[۹] International Telecommunication Union

[۱۰] World Standards Cooperation

[۱۱] secretariat

[۱۲] National Institute of Standards and Technology

[۱۳] office of standard weights and measures

[۱۴] National Bureau of Standard

[۱۵] Non-regulatory

[۱۶] Department of Commerce

[۱۷] Globalization as Americanization

[۱۸] Defense Information System Agency

[ad_2]

لینک منبع

عملیات موشکی سپاه؛ اهداف و دستاوردها

[ad_1]

عملیات موشکی سپاه؛ اهداف و دستاوردها

ساعتی پیش عملیات موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌طور مستقیم علیه نیروهای تکفیری-صهیونیستی داعش در غرب سوریه و در فاصله‌ی ۶۵۰ کیلومتری از حدود مرزی غرب ایران و دقیقاً از مناطقی که تنی چند از عناصر مزدور عربستان عملیات تروریستی ۱۷ خرداد سال ۹۶ را در تهران رقم زدند، آغاز شد.

پیش از بررسی دستاوردها و تحلیل این حرکت تاکتیکی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ذکر نکته‌ای پیرامون این عملیات موشکی و سایر عملیات‌ها ‌از این جنس که البته همگی مایه مباهات و فخر هر ایرانی است، لازم به نظر می‌رسد.

همان‌گونه که عملیات‌های موشکی جمهوری اسلامی در هر قد و قواره‌ای به‌هنگام به‌دقت و رعدآسا دستاوردهای غرورانگیزی برای جبهه‌ی حق‌طلب در سراسر عرصه‌ی بین‌المللی به همراه خواهد داشت برای کسانی که در مراکز فکری و اندیشکده‌های آمریکایی و اروپایی حضور دارند و لحظه‌به‌لحظه به رصد مسائل منطقه مشغول‌اند نیز می‌تواند حامل دستاوردهایی باشد؛ شاید از مهم‌ترین مسائل قابل اشاره، رصد استراتژیک و ردیابی نقاط پرتاب موشک‌های مستقر در بخشی از مناطق غربی کشور باشد هرچند که نیروهای نظامی کشور به خوبی بر این موضوع واقف‌اند لکن در صورت عدم امکان ایجاد پوششی نظامی در قالب‌های تکنیکی مختلف برای نقاط مذکور این دستاوردهای اطلاعاتی می‌تواند در هرگونه تحرک و بدخواهی احتمالی دشمنان انقلاب و ایران در آینده مورد سوءاستفاده قرار گیرد از این منظر می‌توان یکی از نقش‌های عمده‌ی داعش و به‌طورکلی جنگ‌های نیابتی در منطقه را به نوعی آشکارسازی نقاط حساس نظامی و بخصوص موشکی کشور دانست با تمام این اوصاف حتماً نیروهای انقلابی و مجاهد نظامی کشور و سیستم امنیتی تدابیر لازم برای مواجهه با این موضوع را مدنظر قرار داده‌اند.

مع‌ذلک دستاورد این تاکتیک جدید ایران بیش از آنکه به هدف سرکوب داعشی‌ها در منطقه صورت گرفته باشد قطعاً و یقیناً هدفی بزرگ‌تر را نشانه رفته است و آن اجرای اصل هشدار استراتژیک در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران به برخی دول منطقه و بخصوص آل سعود و پایان بخشیدن به برخی تحرکات شتاب‌زده و ناشیانه‌ی جوانان افسار بریده‌ی حاضر در رأس قدرت این کشور می‌باشد. سیاستی که معمولاً به عنوان قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی در برهه‌های مختلف علی‌الخصوص طی چند وقت اخیر البته نه به این عمق و وسعت، صورت گرفته بود که شاید یکی از جدی‌ترین آن‌ها هشدار استراتژیک نظامی-امنیتی ایران به قصد اوباما در حمله به خاک سوریه در اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی، در منطقه خلیج فارس بود که البته با موفقیت نیز همراه شد.

از دیگر دستاوردهای قابل ستایش این اقدام هوشمندانه سپاه، انجام عملیات در بهترین زمان ممکن در به چالش کشیدن مصوبه تحریم‌های اخیر موشکی و دفاعی آمریکا موسوم به s722 بود که به نوعی وحدت ملی در تثبیت دستاوردهای موشکی کشور در داخل و حتی در بین اپوزیسیون خارج‌نشین را به دنبال خواهد داشت؛ ترجمان ساده‌ی موضوع مورد اشاره بی‌اثر کردن خاصیت روانی و حمایت‌های احتمالی از تحریم‌های سنای آمریکا حداقل در داخل مرزهای ایران خواهد بود.

استفاده از این موشک‌ها در صحنه‌ی عملیاتی خود یکی دیگر از دستاوردهای این اقدام سپاه محسوب می‌شود که نیروهای انقلابی به خوبی از موقعیت فراهم شده به منظور تست قابلیت‌های عملیاتی این مدل از موشک‌های میان‌برد (ذوالفقار) بهره جستند؛ اهمیت این موضوع زمانی بیش‌ازپیش آشکار می‌شود که به ماهیت نقطه زن بودن این موشک‌ها توجه شود.

نکته‌ی رسانه‌ای که از آن می‌توان به عنوان عملیات روانی نظام اسلامی علیه سایر دشمنانش در اقصی نقاط دنیا یاد کرد و اذهان را به یاد جنگ رسانه‌ای سید حسن نصرالله در جنگ تموز (۳۳ روزه) سال ۲۰۰۶ مبنی بر اعلان زنده‌ی رسانه‌ای ایشان در هدف گرفتن کشتی جنگی رژیم صهیونیستی در آب‌های مدیترانه و اصابت موشک حزب‌الله در طی کمتر از سی ثانیه به این کشتی، که موجب شگفتی مقامات ارشد نظامی این رژیم و دول حامی آن بخصوص آمریکا شد، می‌اندازد، انجام این عملیات در کمتر از دو ساعت از هشدار رهبری به داعش و حامیانش بود که با توجه به این نکته که تمامی مراحل و هماهنگی‌های پیچیده و سری این دست عملیات نظامی آن‌هم در خاک کشوری دیگر و غیر هم‌مرز کاری بس زمان‌بر و دشوار است خود نکته‌ای بسیار مهم و نشان از هماهنگی و آمادگی فوق‌العاده‌ی نیروهای تحت امر رهبری در مناسبات نظامی و عمق نفوذ ایران در غربی‌ترین نقاط غرب آسیا به منظور دفاع از کیان اسلام و ایران دارد.

در این میان شاید کشوری که بیش از سایرین عملیات مبهوت‌کننده‌ی نیروهای نظامی ایران را رصد کرده و خواهد کرد رژیم صهیونیستی باشد. یگان موشکی سپاه به عنوان قدرتمندترین نیروی موشکی تمام منطقه غرب آسیا از دیرباز در رادار توجه مسئولین و نظامیان این رژیم قرار داشت و اتفاقاً پیشرفت‌های او به شدت از سوی مقامات صهیونیست رصد می‌شد. شاید سخنان اوزی روسن-موسس و مدیر سازمان موشکی اسرائیل- در هشدار به مقامات آمریکایی و اسرائیلی مبنی بر پیشرفت چشمگیر ایران در این حوزه نمونه‌ی بارز این تحلیل‌ها و مراقبت‌ها باشد اما آنچه که امشب به عنوان شوکی بزرگ بر پیکره سست و بی‌اراده‌ی این رژیم وارد آمد عبور موشکی‌های میان برد سپاه از آسمان دو کشورِ حدفاصل با مناطق اشغالی و اتفاقاً هم‌مرز با این رژیم بود. وضعیتی که حداقل مقامات آمریکایی و اسرائیلی وقوع آن را در کوتاه‌مدت و به خصوص برای مقابله ایران با گروه تکفیری- صهیونیستی داعش پیش‌بینی نمی‌کردند عملاً توانایی بالای ایران در اصل غافلگیری نظامی را به اثبات رساند.

وضعیت حادث شده عملاً معادلات نظامی و ژئوپلیتیکی منطقه را به نفع ایران و به ضرر اسرائیل تثبیت و تعمیق خواهد کرد بخصوص آنکه ترامپ نیز برای دلگرمی دادن به آنان چند ساعت قبل از اقدام ایران وارد سرزمین‌های اشغالی شده بود و احتمالاً صدای غرش موشک‌های ایرانی گوش‌های رئیس تازه‌کار و بی‌تجربه‌ی دولت آمریکا را نیز نوازش کرده باشد هرچند که حضور یا عدم حضور ترامپ در منطقه برای ایران از اهمیت چندانی برخوردار نیست لکن ایران و آمریکا امروز به نوعی همسایه‌ی یکدیگر محسوب می‌شوند و هرگونه اشتباه تاکتیکی از سوی ایالات‌متحده وضعیت عملیاتی ۱۰۰ پایگاه نظامی این کشور در همسایگی ایران را به مخاطره خواهد انداخت؛ البته در مواردی حسن همجواری به واقع یک حسن محسوب نمی‌شود.

استفاده از موشک‌های میان برد در عملیات اخیر نیروهای نظامی جمهوری اسلامی که در بیش از سه دهه گذشته بی‌سابقه بوده علاوه بر انتقام گرفتن از عناصر تکفیری به تلافی انجام عملیات ۱۷ خرداد تهران حامیان او که چندی قبل قایق ایرانی ماهیگیر بوشهری را هدف گلوله قرار داده بودند را نیز نشانه رفته است لکن وضعیت منطقه‌ای عربستان به‌گونه‌ای نیست که توان ادامه دادن به تولید بحران را داشته باشد چراکه از سویی با مخاطرات جدی در داخل روبروست و فشار توده‌های مردم در اعلام نارضایتی از وضعیت حکومت‌داری و همین‌طور کسری بودجه ۹۰ میلیارد دلاری سال ۲۰۱۷ همچنین معضل بزرگ ولیعهدی پس از ملک سلمان بر گرده‌ی حاکمان این کشور سنگینی می‌کند و از سویی دیگر شکست در جبهه جنگ نیابتی با ایران در عراق و سوریه و عدم توفیق در به ثمر نشاندن عملیات‌های تروریستی در خاک ایران در ۹۹.۹ موارد و زمین‌گیر شدن در باتلاق ویتنامِ خاورمیانه (یمن) عملاً دست حاکمان این کشور را برای جاه‌طلبی‌های بیشتر به شدت در مضیقه گزارده ازاین‌رو عدم توانایی این کشور در رویارویی جدی با ایران در عرصه‌ی تقابل سخت از جوانب مختلف به شدت قابل ملاحظه است.

راکبِ ناشی گاهی خود و گاهی مرکبش را طعمه‌ی بلندپروازی می‌کند اما چه بد از روزی که مرکب و راکب هردو فدا شوند.

[ad_2]

لینک منبع

سند ۲۰۳۰ اشاعه‌دهنده طبیعت‌گرایی (ناتورالیسم) به‌مثابه دین واحد جهانی

[ad_1]

سند ۲۰۳۰ اشاعه‌دهنده طبیعت‌گرایی (ناتورالیسم) به‌مثابه دین واحد جهانی

باروخ (بندیکت) اسپینوزا فیلسوف خردگرای قرن ۱۷ اروپا می‌گوید:

«به دلایلی که دکارت ارائه کرده می‌دانیم که خدا وجود دارد و موجودی است کامل و نامتناهی؛ ولی اگر خدا نامتناهی است پس حد و مرز نمی‌تواند داشته باشد، چون اگر می‌داشت متناهی می‌شد. پس خدا همه‌چیز است؛ بنابراین مثلاً نمی‌توان تصور کرد که خدا یک موجود است و جهان موجودی دیگر، چرا که وجودی دیگر خدا رو محدود می‌کرد. بدین قرار خدا باید همچنین مصداقِ هرچه وجود دارد باشد…کل چیزها تنها چیزی است که بیرون از آن هیچ نیست و این یعنی خدا…پس خدا بیرون جهان نیست، ولی درون جهان هم نیست؛ بلکه خود جهان است. می‌شود گفت جهان فیزیکی جسم اوست.»

(سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ص ۹۳-۹۲)

اسپینوزا با این دیدگاه طبیعت را به مقام خدایی رساند و البته این دیدگاه بعدها به مبانی نهضت رمانتیک بدل شد.

این ایده حدود سیصد سال بعد توسط جولیان هاکسلی (Julian Huxley)، زیست‌شناس داروینیست بریتانیایی و اولین رییس سازمان یونسکو بازتولید شد و به عنوان مبانی نظری فعالیت‌های یونسکو در نظر گرفته شد.

در گزارش چهل‌صفحه‌ای یونسکو که در سال ۱۹۷۶ به مناسب سی‌سالگی یونسکو و با محوریت جولیان هاکسلی به پانزده زبان مختلف منتشر شد، تفکرات او به صورت مبسوط شرح داده شده است. هاکسلی که علاوه بر زیست‌شناسی به مطالعات فلسفی و مذهبی نیز مشغول بوده، هسته اصلی «دین بدون وحی» را بنیاد می‌نهد.

در صفحه ۱۲ این گزارش آمده است:

«از خیلی سال‌های پیش، هاکسلی هیچ اعتقادی به هیچ نوعی از منبع ماورا الطبیعی و متافیزیکی نداشته است. او در این فکر بوده که یک سیستم اخلاقیِ صرفاً علمی که قابلیت اشاعه به عنوان دین متحد جهانی برای نوع بشر باشد، ایجاد کند. با این نگاه «عشق به خدا»، جای خود را به «عشق به طبیعت» و «عشق به انسانیت» خواهد داد. دینی بدون اصول عقاید وحیانی، بدون خدا و بدون [تفکیکِ] بهشت یا زمین.»

او برای تشریح و تفسیر بیشتر عقاید خود در سال ۱۹۲۷، کتابی با عنوان «مذهب بدون وحی» که از لحاظ فلسفی بسیار قابل اهمیت است، تألیف می‌کند. مبانی فلسفی‌ای که بعدها به عنوان مبانی نظری اقدامات یونسکو در حوزه آموزش، علم و فرهنگ قرار گرفت. او بعدها در سال ۱۹۴۶ و قبل از تأسیس رسمی یونسکو نیز مقاله‌ای جنجالی با عنوان «تعصبات غیرمذهبی» منتشر کرد.

اما این تمام ماجرا نیست. بررسی سند دکترین امنیت نظامی آمریکا که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد نشان می‌دهد که سازمان ملل و همه آژانس‌های زیر مجموعه آن نظیر یونسکو، یونیسف و آژانس زنان که اتفاقاً در تدوین سند آموزش ۲۰۳۰ به طور مستقیم یا غیر مستقیم نقش داشته‌اند، جزئی از «ساختار ملی مرکز عملیات نظامی-غیرنظامی(Civil-Military)» آمریکا هستند. ایضاً سازمان صلیب سرخ جهانی و سازمان‌های غیردولتی(NGOs) نظیر حفاظت از کودکان، پزشکان جهانی و مراقبت.

بنابراین چشم‌اندازی که یونسکو از ۷۰ سال برای جهان متصور است «ناتورالیسم» و «دین واحد غیر وحیانی» برای جهان است که در پس مفاهیم عامه‌پسند و پرطمطراق گسترش فرهنگ و آموزش انسان‌ها برای عدالت، صلح و آزادی نهفته است؛ مفهوم صلح و عدالت نیز از بزرگ‌ترین تناقض‌ها و دروغ‌های تاریخ بعد از جنگ جهانی دوم است. طبق گزارشی که در ماه می سال ۲۰۱۷ در سایت گلوبال ریسرچ به قلم جیمز لوکاس منتشر شد، آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بیش از ۲۰ میلیون نفر از ۳۷ کشور جهان را [برای برقراری صلح!] کشته است.

طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول و سازمان ملل، بیش از نیمی از مجموع ثروت ۲۲۳ تریلیون دلاری جهان، در اختیار فقط ۲% جهان است و ۸۰% جمعیت جهان فقط ۶% از ثروت کل جهان را دارند؛ و عجیب‌تر اینکه ۳۰۰ نفر اول ثروتمند جهان معادل ۳ میلیارد نفر فقیر جهان ثروت دارند. سیصدنفری که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها، این روزها در اجلاس بیلدربرگ دور هم آمده‌اند. آماری که نشان دهنده شکاف عمیق اقتصادی است که بین معدود کشور اروپایی و آمریکای شمالی با سایر نقاط جهان است. مفهوم مد نظر یونسکو از آزادی نیز همان‌طور که صراحتاً در متن گزارش سی‌ساله یونسکو ذکر شده، Liberty و لاقیدی و نفی حدود است. مفهومی که شمه‌ای از آن در به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌های جنسی (نظیر هموسکچوال‌ها، بای‌سکچوال‌ها و ترنس‌سکچوال‌ها و…) در هدف شماره ۴ سند ۲۰۳۰ و در به رسمیت شناختن روابط جنسی قبل از ازدواج و آموزش‌های مبتنی بر آن، در سند مذکور، نشان داده شده است. مفهومی که حاصل از آن تولدهای خارج از ازدواج ۷۰-۶۰ درصدی در آمریکای جنوبی و ۴۰-۳۰ درصدی در اروپای غربی و ۴۱ درصدی در ایالات‌متحده، طبق گزارش World Family Map است.

نتیجه آنکه علاوه اینکه بخش‌های متعدد سند آموزش ۲۰۳۰ با اسناد بالادستی (نظیر قرآن، روایات، قانون اساسی و سند تحول آموزش‌وپرورش، نقشه جامع علمی کشور، نقشه مهندسی فرهنگی و…) در تناقض است، روح حاکم بر سند ۲۰۳۰ نیز با توجه به عقبه فلسفی مبانی تئوریک یونسکو که به دنبال بسط دین واحد غیر وحیانی و ناتورالیسم است، با اندیشه دینی و الهی قطعاً در تعارض است. ناتورالیسمی که در فیلم‌هایی نظیر آواتار، به بهترین شکل ممکن از طریق مدیا تصویرسازی می‌شود و در حوزه برنامه‌ریزی بلندمدت نیز در قالب اسناد بالادستی نظیر سند ۲۰۳۰ به کشورها دیکته می‌شود.

[ad_2]

لینک منبع

ضرورت اصلاح قانون انتخابات، نیاز به یک مجری بی‌طرف

[ad_1]

اولین اصل هر رقابتی بی‌طرف بودن برگزار کننده آن است. اگر انتخابات توسط نهادی مستقل از دولت مستقر به اجرا درآید، انتخاباتی خواهیم داشت که هم ابزار قدرت برای تخلف از یکی از نامزدها گرفته می‌شود و هم دشمن را از ترفند ایجاد ظن تقلب در جامعه خلع سلاح می‌کنیم.

[ad_2]

لینک منبع

جنگی که ندیدیم و جنگی که می‌بینیم ولی باور نمی‌کنیم

[ad_1]

جنگی که ندیدیم و جنگی که می‌بینیم ولی باور نمی‌کنیم

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله هوایی جنگنده‌های رژیم بعث به پایگاه‌های هوایی ایران ابتدا کسی فکر آن را نمی‌کرد که این صدای غرش سوخوهای عراقی زنگ خطر آغاز جنگی تمام عیار علیه ایران باشد. اما این حملات با پاسخ دندان‌شکنی از سوی ایران مواجه شد و با فاصله کمی تمام مناطق مرزی به حالت نظامی درآمد همه‌ی مردم جنگ را با تمام وجود احساس کردند و یکدست در برابر آن ایستادگی کردند. اما جنگ تمام نشد این بار در غالب جنگ اقتصادی و نرم و در دوران سازندگی قانون هلمز برتون داماتو علیه اقتصاد در ایران تصویب شد و طبق آن هرگونه سرمایه‌گذاری بیش از ۴۰ میلیون دلار در سال برای توسعه بخش نفت و گاز در ایران و لیبی توسط هر شرکتی در دنیا ممنوع شد.

این تنش‌های اقتصادی بین اقتصاد ما و اقتصاد لیبرال غرب در ۱۳۷۰ در غالب تحریم‌ها و قطعنامه‌های مختلف همواره ادامه داشت. مردم در جنگ سخت و در تهدید تروریسم حس جنگ را دارند؛ اما در جنگ اقتصادی و خصوصاً جنگ ارزی در جامعه حس جنگ وجود ندارد و این بدترین فاجعه است که تهدید عادی‌سازی شود. از مهر ۹۰ قیمت دلار افزایش داشت و تا پاییز ۹۱ به بالاتر از ۳۵۰۰ تومان رسید و این سرآغاز یک جنگ تمام عیار ارزی بود که با بحران ارز شروع شد اما این بار کاملاً در سکوت و هیچ کجا حتی در دانشکده‌های اقتصاد ما که هنوز ۶ واحد نظریات آدام اسمیت که مبنای اقتصاد لیبرال است تدریس می‌شد حرفی از احتمال حمله ارزی و اینکه ما درگیر جنگ نابرابر شده‌ایم نبود.

در جنگ ارزی که جزو جنگ‌های نیمه سخت است به جای اعزام ادوات جنگی ارزش پول یک کشور را نابود می‌کنند. این نوع جنگ چنان مخرب است که در جنگ ارزی چین-آمریکا طبق گزارش نخست‌وزیر چین فقط در ۴۵ روز ارزش پول چین (دارنده سومین ذخایر طلای جهان) ۵۰ درصد سقوط و اقتصاد چین دچار نوسانات شدید شد. چند ماه بعد نخست‌وزیر چین در مصاحبه‌ای رسماً اعلام کرد که ازاین‌پس به دنبال تعدیل سیاست خارجی و رفتن به سوی سیاست تجارت داخلی و مصرف‌گرایی از تولیدات خودمان هستیم. درواقع چین با این تصمیم اقتصاد مقاومتی را اجرا کرد.

در سال ۹۲ درحالی‌که وزارت خارجه ما در حال مذاکرات بودند سندی تصویری از بنیاد کارنگی آمریکا با سخنرانی جیمز ریکاردز استراتژیست ارشد جنگ‌های ارزی پنتاگون درباره جنگ ارزی ایران در سال ۹۰ در رسانه‌ها منتشر شد که نکات بسیار قابل تأملی را برای همه‌ی ما دانشجویان و مسئولین داشت. به‌طور خلاصه بخش‌هایی از این سخنرانی را بررسی خواهیم کرد.

نتیجه این تحریم‌ها، انزوای فوری ایران از سیستم دلار و کمبود شدید دلار در ایران بود. ریال ایران در عرض فقط چند روز بیش از ۴۱ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داد. ازآنجاکه بسیاری از کالاها در ایران وارد می‌شود، قیمت این کالاها به ریال دو برابر شدند… .

در عرض چند روز، ایالات متحده که ایران را از سیستم بانکی جهان جدا کرده بود، ارزش برابری ارز ایران را نابود کرد، به اقتصاد ایران «ابر تورم» را تزریق کرد و باعث افزایش در نرخ بهره شد این موارد تصادفی نبودند؛ بنابراین، این رویه جنگ ارزی روش خوبی برای بی‌ثبات کردن یک حکومت است. به عنوان یک تحلیلگر کلان جهانی، اغلب از من پرسیده می‌شود که اگر جنگ با ایران شروع شود چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ من این است که جنگ آغاز شده است اما در این جنگ هنوز تیری شلیک نشده. به تعبیر کارشناسان، ایالات متحده و اسرائیل درگیر جنگ نامحدود یا جنگ نامتقارن با ایران هستند. این جنگ شامل خرابکاری، ترور، عملیات ویژه، عملیات روانی، حمله به زیرساخت‌های حیاتی، جنگ سایبری و همچنین شامل جدیدترین شیوه جنگ یعنی «جنگ مالی» است.

این تحریم‌ها، انزوای فوری ایران از سیستم دلار و کمبود شدید دلار در ایران بود. ریال ایران در عرض فقط چند روز بیش از ۴۱ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داد. ازآنجاکه بسیاری از کالاها در ایران وارد می‌شود، قیمت این کالاها به ریال دو برابر شدند. کالاهای اساسی یک‌شبه از دویست هزار ریال به چهارصد هزار ریال افزایش یافتند؛ و تاجرها مجبور شدند به ‌منظور به دست آوردن دلار موردنیاز برای واردکردن کالاها به بازار سیاه‌روی بیاورند. بانک‌های ایرانی با افزایش نرخ بهره به بیش از ۱۱ درصد به منظور حفظ ریال در بانک‌ها و جلوگیری از خارج شدن آن از سیستم بانکی ایران واکنش نشان دادند.

جیمز ریکاردز

همان‌طور که از مطالب فوق برمی‌آید ابزار ضربه زدن در جنگ اقتصادی متلاطم کردن اقتصاد کشور، ایجاد جنگ روانی و رواج بی‌اعتمادی در بین مردم است. اما پس از جنگ ارزی سال ۹۰ با روی کار آمدن دولت محترم یازدهم کلید حل مشکلات بی‌ثباتی در بازار ارز و اقتصاد همواره در گرو برقراری ارتباط با آمریکا برای رفع تحریم‌ها معرفی شد. پس از اجرای برجام درحالی‌که همه منتظر برداشته شدن تحریم و اقتصاد گل و بلبل بودند خبر از FATF و یوترن به میان آمد. یوترن یعنی هر نوع معامله‌ی نفتی ایران با ارزی غیر از دلار، باید در بازار جهانی یا در کشور مقصد، ابتدا به دلار برگردد، سپس معامله رسمیت پیدا کند. هر کس بخواهد با ایران معامله کند، چه کالا از ایران بخرد و چه کالا به ایران بفروشد، این معامله باید در یک دوربرگردان در نظام مالی آمریکا به دلار تبدیل شود؛ سپس اجازه مراوده با ایران را خواهد داشت یعنی رابطه سلطه دلار را بر اقتصاد پذیرفتیم. اگر تا دیروز ایران با قطع ارتباط مالی با جهان در جنگ ارزی مصون می‌ماند، امروز با وصل شدن نظام مالی ایران به نظام مالی جهان آسیب‌پذیری ایران بسیار بالا می‌رود.

در این رابطه رهبر انقلاب با بیان خاطره‌ی خود درباره ماهاتیر محمد نخست وزیر کشور مالزی سعی داشتند که این آسیب‌پذیری را تذکر دهند. در جنگ ارزی صورت گرفته به رهبری نهادهای استعماری غرب علیه کشورهای جنوب شرق آسیا، کشور مالزی یک شب تا صبح ورشکسته شد و اندونزی سقوط کرد.

اگر مسئولان و مردم اقتصاد مقاومتی را به معنای واقعی محقق و کشور را از جادوی مالی و پولی دشمن خلاص کنند و ارزش و آقای دلار را در زندگی اقتصادی بشکنند کشورهای دیگر را نیز نجات داده‌اند و برای آن‌ها الگو خواهند شد.

امام خامنه‌ای – ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ – دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رهبر انقلاب[۱]

خرمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، [بلکه‌] در یک میدانی که از جنگ نظامی سخت‌تر است. البتّه ویرانی‌های جنگ نظامی را ندارد؛ به‌عکس، آبادانی به دنبال دارد، امّا سختی‌اش بیشتر است.

امام خامنه‌ای – ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ – بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیه‌السلام[۲]

جیمز ریکاردز، رایزن تهدیدات و جنگ نامتقارن اقتصادی پنتاگون و سی‌آی‌ای CIA، سال ۲۰۱۴ در کتاب مرگ پول می‌نویسد:

ایالات‌متحده خواسته بود ایران را از سیستم پرداخت‌های دلاری بیرون کند … لیکن در شرایطی که باید مراقب آرزویتان باشید که عملی شود، یک سیستم پرداخت غیرِ دلارمبنا در آسیا در حال شکل‌گیری است.

از این سخنان ریکاردز می‌توان نگرانی غرب در شکل‌گیری سیستم مالی با اساس غیر از دلار را فهمید. چرا که اگر چنین سیستم غیر دلاری شکل بگیرد الگوی تمام کشورها خواهد شد و اقتصاد دلار محور غرب را برای همیشه به گوشه خواهد راند. اما ما با این سیستم بانک مرکزی که عقیده دارد می‌شود با دشمن از در دوستی وارد شد و دشمن می‌تواند تمام مشکلات ما را حل کند نمی‌توانیم در جنگ ارزی مقاومت کنیم. نقدینگی در جامعه به بالای هزار میلیارد رسیده است، تولید خوابیده و بیکاری بیداد می‌کند و مسئولین فقط سخنرانی درمانی می‌کنند؛ بنابراین همان‌طور که دیدیم دستور شکستن آقایی دلار از سوی رهبری صادر شده همان‌طور که امام خمینی در سال ۵۹ فرمودند حصر آبادان باید شکسته شود امروز نیز حصر و یوق دلار باید به همت ما از گردن اقتصاد برداشته شود تا به سوی اقتصاد مقاومتی و سالم پیش برویم.


پی‌نوشت:

[۱] http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=34389

[۲] http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=33172

 

جهت آشنایی بیشتر با پدیده جنگ ارزی می‌توانید به پرونده ویژه سایت کدآمایی با این موضوع مراجعه کنید.

[ad_2]

لینک منبع